📌آسیبهای فرقه های درویش(قسمت دوم)
🎴از توهم تا کرامتباوری
✍️یکی از مصادیق فرقههای درویشی، توهماتی است که بهتدریج تحت تلقینهای فرقهای در فرد ایجاد می گردد و با عنوان «حالات جذبه»، تعریف میشود. این وضعیت روانی که در برخی فرق مخرب نیز مشاهدهمیشود، نوعی ادراکات بهاصطلاح عرفانی است که مریدان به سبب قرار گرفتن در جو خانقاهها و مشاهده رفتارهای بالادستیها(رعشههای معنوی و...)، در فرایندی تدریجی آموخته و با توجه به «ارزش» بودنشان در جامعه درویشی، میکوشند هرچه زودتر آنها هم به این مقام نائل شوند. به همینخاطر است که امروز، نخستین چیزی که با حضور در یکی از خانقاههای دراویش توجه را جلب میکند، رعشهها، فریادها، سربر زمین ساییدنها و رفتارهایی نامعقول در برخی مریدان است که به لحاظ روانشناسی نوعی توهم شناخته شده و آسیبهایی گاه جبرانناپذیر در پی دارد.
↙️ همچنین است اضمحلال تدریجی قدرت تجزیهتحلیل و شناخت سرهاز ناسره؛ مریدان تحتتأثیر القائات قطب و برخی اقدامات فریبکارانه، اغوا شده و برخی کرامت تراشیها را باور میکنند. این مسئله به همراه ارادت محض و لزوم اطاعت در تمامی امور زندگانی از مراد، مشکلات اساسی را در توانایی تصمیمگیری مریدان ایجاد نموده و نوعی «ارادهکٌشی» را رقم میزند. در این زمینه میتوان به فرقه «اویسیه شاهمقصودی» و ادعایش مبنی بر مقدس بودن ردای درویشی اشاره نمود که در یکی از موزههای فرقه نگهداری میشود.
↙️ این خرقه منتسب به یکی از بزرگان (شخصیتهای تاریخی) بوده و مورد ارادت مریدان است. ارادت به قطب در این فرقه تا حدی است که عموماً تمامی مجالس ذکر و مراقبه(آمیختهای از مدیتیشن و اعمال خانقاهی) در برابر تصویر قطب صورت میگیرد که نوعی بتپرستی مدرن و البته کرامتباوری در مریدان است.
📖منبع: روشنا
@feraghvaadyan