💠 «ضعیف پرست» |
بخش اول:
پیرمرد و پیرزن بیچاره، پسرشان از اشرار است و از حاج قاسم میخواهند که آزادش کند.حاج قاسم دست پیرمرد را می گیرد....
بخش دوم:
فیلمی از فقر مفرط خانوادههای اشرار جنوب کرمان را آوردند نشانش دادند. حاجی مثل مادرِ بچه از دست داده گریه کرد!.
بخش سوم:
غزاله (هم محلی حاج قاسم) میگوید: حاجی میآمد کنارم مینشست، میزد روی شانهام و میگفت: «غزاله! هر چی می خوای به خودم بگو!».
بخش چهارم:
بیبی میگوید: حاج قا.سم آمد. سر زانو هایش خاکی بود، خم شدم پاک کنم، گفت: مادر شرمنده ام نکنم، من را مدیون خودت نکن!»
شوهر بیبی فراری و از اشرار بود. حاج قا.سم شوهرش را تامین میدهد و میآورد سر زندگی و به کل فراریهای تاج آباد هم زمین کشاورزی میدهد تا درست زندگی شان را بکنند!.
اهالی تصمیم میگیرند نام تاج آباد از این بعد دیگر «قاسم آباد» باشد!
https://eitaa.com/joinchat/4165402769C8f31c5c323