10.74M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
💠 «ضعیف پرست» | بخش اول: پیرمرد و پیرزن بیچاره، پسرشان از اشرار است و از حاج قاسم می‌خواهند که آزادش کند.حاج قاسم دست پیرمرد را می گیرد.... بخش دوم: فیلمی از فقر مفرط خانواده‌های اشرار جنوب کرمان را آوردند نشانش دادند. حاجی مثل مادرِ بچه از دست داده گریه کرد!. بخش سوم: غزاله (هم محلی حاج قاسم) می‌گوید: حاجی می‌آمد کنارم می‌نشست، می‌زد روی شانه‌ام و‌ می‌گفت: «غزاله! هر چی می خوای به خودم بگو!». بخش چهارم: بی‌بی می‌گوید: حاج قا.سم آمد. سر زانو هایش خاکی بود، خم شدم پاک کنم، گفت: مادر شرمنده ام نکنم، من را مدیون خودت نکن!» شوهر بی‌بی فراری و از اشرار بود. حاج قا.سم شوهرش را تامین می‌دهد و می‌آورد سر زندگی و به کل فراری‌های تاج آباد هم زمین کشاورزی می‌دهد تا درست زندگی شان را بکنند!. اهالی تصمیم می‌گیرند نام تاج آباد از این بعد دیگر «قاسم آباد» باشد! https://eitaa.com/joinchat/4165402769C8f31c5c323