🔻گفتگوي جبرئيل با آدم ـ عليه السلام ـ در روايت آمده: 🔹️آدم و حوّا ـ عليهم السلام ـ وقتي كه از بهشت دنيا اخراج شدند، در سرزمين مكه فرود آمدند. حضرت آدم ـ عليه السلام ـ بر كوه صفا در كنار كعبه، هبوط كرد و در آن جا سكونت گزيد و از اين رو آن كوه را صفا گويند كه آدم صفي الله (برگزيدة خدا) در آن جا وارد شد. 🔹️حضرت حوّا ـ عليها السلام ـ بر روي كوه مروه (كه نزديك كوه صفا است) فرود آمد و در آن جا سكونت گزيد. آن كوه را از اين رو مروه گويند كه مرئه (يعني زن كه منظور حوّا باشد) در آن سكونت نمود. 🔹️آدم ـ عليه السلام ـ چهل شبانه روز به سجده پرداخت و از فراق بهشت گريه كرد. جبرئيل نزد آدم ـ عليه السلام ـ آمد و گفت: «اي آدم! آيا خداوند تو را با دست قدرت و مرحمتش نيافريد، و روح منسوب به خودش را در كالبد وجود تو ندميد، و فرشتگانش بر تو سجده نكردند؟!» آدم گفت: «آري، خداوند اين گونه به من عنايتها نمود». 🔹️جبرئيل گفت: «خداوند به تو فرمان داد كه از آن درخت مخصوص بهشت نخوري، چرا از آن خوردي؟» آدم ـ عليه السلام ـ گفت: «اي جبرئيل! ابليس سوگند ياد كرد كه خيرخواه من است و گفت از اين درخت بخورم. من تصور نمي‌كردم و گمان نمي‌كردم موجودي كه خدا او را آفريده، سوگند دروغ به خدا، ياد كند.» (تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 61) @s_a_razavi