به نام خدا ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ دل می رود ز دستم یا بن الحسن کجایی؟ می سوزم از فراقت ای داد از این جدایی کی می شود  ببینم آن روی  دلرُبایت؟ آقایِ بی قرینم ! کی  می شود بیایی؟ دست از طلب ندارم  سوی تو رهسپارم با  دست خالیِ خود ، من آمدم ، گدایی هر بار آمدم  من ، با هر  بهانه ، سویت دست  مرا   گرفتی ، از  راه  آشنایی از درگه تو مولا ! جایی نمی روم من تا  باز ، از سرِ لطف بر ما کرم  نمایی دنیای بی حضورت دنیای تیرگیهاست ای  منبع   زلالِ  آیات  روشنایی از بس غروب دیدیم، دلتنگ یک طلوعیم از پشت ابرِ غیبت کی می شود در آیی؟ آقا عنایتی کن ، تا  لحظه ای  ببینم آن طلعت رشیده ، آن چهره خدایی بنویس ، خود به رویِ تقویم های عالَم این جمعه را  به نامِ  یک جمعه طلایی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ رقیه سعیدی(کیمیا) ۱۴۰۰/۷/۱ لینک کانال اشعاردرایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047 لینک کانال اشعاردرتلگرام👇 https://t.me/joinchat/eMHYCRTE6hMwNTU0