─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ هر کجـا افتاده ام  از پا ، صـدا  کردم  حسین هرنفس ،هرلحظه با هر دَم،گرفـتم دَم ،حسین نیســـت  شـــور نام او  تنها  مـــیان  جان من شور عاشورا به پا کرده است در عالم ،حسین این چه نام است این چه شور واین چه حالی بی بدیل؟ داده این احوال را با گریه بر این غم ،حسـین اشـکِ بر او می شـــود الـــماس و دُر ّقیــمتی چون نظر داردبه هرقطره،به هر شبنم،حـسین  شد ذبیحاً بالقفا، لب تشنه درحالی که هـست منبع  آب حیـات  و چشــمه ی  زمزم ، حـسین از  همـان آغاز خــلقت ، او  شــفاعت  می کند لحظه ای که در مسیر توبه گفت آدم :"حسین ✍شعر:رقیه سعیدی(کیمیا) لینک کانال اشعار در ایتا↶ https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047 ─‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❖ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌