چقد سخته غم غربت چقدسخته فراموشی چقد بی رحمه تنهایی چقدبی رحمه خاموشی تو پیشم هستی واما... لبم لبریزه از آهه چقداین فاصله دوره ،اگرچه راه کوتاهه توپیشم هستی و هر دم دلم ازطعنه می سوزه تو بامن مهربونتر باش که فرصت شاید امروزه دلم خوش بود باعشقت تو اونم داری می گیری مگه چیز زیادی بود که اینجور از پیشم میری؟ دلم وقتی که عاشق شد دلش خوش شد به پروازم ولی تو بی تفاوت از کنارش رد شدی بازم تموم لحظه هامو من با افکار تو سر کردم رسیدن مقصد من بود تو کاری کردی برگردم همین که پیش احساسم کم آوردم خیالی نیس شاید قسمت دراین بوده که فکرت این حوالی نیس کنارم بودی هرلحظه ولی از من جدا بودی دلم جوری بهت خوش بود که انگاری خدا بودی فدای اون چشای تو... من و اشکام و تنهائیم تو ازمن دوری و اما ،کنارهم در اینجائیم غرورم وقتی که له شد تو انگاری نفهمیدی تو انقد دور بودی که منو اینجا نمی دیدی یه جوری من زمین خوردم.. محاله دیگه من پاشم تو رو بخشیدم و شاید ... دوباره عاشقت باشم...