2 اگر توانستى حق روزه را به درستى و با تمام و كمال به جا آورى، در حقيقت به ثمره روزه و دستاورد آن، نيز خواهى رسيد. جالب اين است كه ثمره تقوا كه خداوند بر روزه مترتّب مى‏فرمايد، ريشه در نگهبانى و پاسدارى از هويّت انسانى دارد و به طور كلى هر ثمره و خصوصيّتى براى روزه ذكر شده، براى تقوا هم ذكر شده است، چون روزه طريق تحصيل همان ملكه است. امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد: فَانَّ التَّقْوى‏ فِى الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجَنَّةُ وَ فى‏ غَدٍ الطَّريقُ الَى الْجَنَّةِ. به طور قطع امروز، تقوا، سپر از بلا و فردا، راه بهشت الهى است. اگر در دنيا سپر را به دست آوردى و اين حائل را در ميان خود و آتش قرار دادى، نتيجه‏اش اين است كه در قيامت هم راه بهشت به سوى تو باز خواهد بود. يعنى بايد تقواى فرد به مرحله‏اى برسد كه احساس نفرت و گريز از پليدى، حرام، گناه و نامشروع را در او، به وجود آورد. براى به دست آوردن حق ماه رمضان، بايد همه حقوقى كه پيرامون گوش، چشم، زبان، دست و پا، شكم و غريزه جنسى مى‏باشد و همچنين درمان همه دردها و رنج‏ها و خطراتى كه هر يك از اين اعضا و جوارح را تهديد مى‏كند را با عبادت روزه به جا آورد؛ چرا كه با ملكه‏اى كه در سايه اين عبادت براى انسان حاصل مى‏شود، مى‏توان به مبارزه با خطرات برخاست و بر همه آنها پيروز شد، اين از خواص روزه حقيقى است. امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: اذا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ وَ جِلْدُكَ وَ عَدَّدَ اشْياءَ غَيْرَ هذَا وَ قالَ: لايَكُونُ يَوْمُ صَوْمِكَ كَيَومِ فِطْرِكَ. تو زمانى روزه دارى، كه گوش و چشم و موى و پوست و ديگر اعضاى بدنت روزه باشد، بايد روزى كه روزه دارى با روزهاى ديگرت متفاوت باشند. انسان روزه دار بايد وقار و طمأنينه روزه در او پيدا شود به گونه‏اى كه نه تنها زبان، چشم، گوش او بايد روزه باشد، بلكه اين ملكه و ممارست بايد به حدّى از كمال برسد كه علاوه بر اين‏ها، قلب روزه دار هم روزه باشد. امير المؤمنين على عليه السلام مى‏فرمايد: صِيامُ القَلْبِ عَنِ الْفِكْرِ فى الآثامِ افْضَلُ مِنْ صِيامِ الْبَطْنِ عَنِ الطَّعامِ. اگر انسان موفّق شود قلب را از انديشه گناه پاك و مطهّر نگاه دارد بهتر از آن است كه فقط شكم را از خوردن و آشاميدن باز دارد. هنگامى دستيابى به چنين مرحله‏اى، ميسّر است كه انسان بتواند بر پليدى و پستى گناهان، چنان اشراف پيدا كرده، و به عوارض سوء آن‏ها آگاه شود، كه هرگز فكر و ذهن او به سوى گناه نرود، از طرفى آن چنان اقتدارى بر انديشه خود پيدا كند كه راه گناه را بر خيال و تصوّر خود ببندد. با وجوب چنين واجبات عبادى، در واقع خداوند منتّى بر انسان گذاشته كه راه و رسم صحيح زندگى را به او بياموزد و در سايه اين واجبات عبادى، ملكه تقوى براى او حاصل شود و روح او در سايه اين تقوى لطافت پيدا كند. 👈 ادامه دارد ... تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج‏ 11 ، ص: 389 👌 دعای ◀️کانال انس با 🆔 @sahife2