🍃نفس های زندگی
عشق، عشق، عشق.
کنار زندگی، عاشقی کردن
کار عاشقهای مبتدی است.
با عشق، زندگی کردن
کار عاشقهای متوسط است.
عشق را زندگی نامیدن
کار عاشقهای خالص است.
زندگی جز عشق، معنای دیگری ندارد.
من اگر هیچ کدام از عقیدههایم راسخ و استوار نباشد
همۀ زمین اگر بلرزد
ترَکی روی این عقیدهام نمیافتد:
زندگی جز عشق، معنای دیگری ندارد.
اگر تک تک عقیدههایم را
موریانههای شک و تردید از میان ببرند
ذرّات همۀ عالم اگر موریانه شوند
توان جویدن گوشهای از این عقیدهام را ندارند:
زندگی جز عشق، معنای دیگری ندارد.
تردید ندارم کسانی که طعم عشقهای زمینی را چشیدهاند
حتّی اگر کم؛ ولی طعم زندگی را چشیدهاند
و آنهایی که زندگی را در همین عشقهای زمینی خلاصه کردهاند
فهمیدهاند که زندگی جز عشق، معنای دیگری ندارد.
خوش به حالشان! پیش از رفتن، طعم زندگی را میچشند و میروند.
من برای اینها میتوانم دعا کنم
که خدا کند قبل از رفتن، تو را بچشند و بروند.
آقا!
به این جماعت که فکر میکنم
عطشم به عشق بیشتر میشود.
من دوست دارم طعم زندگی را بچشم.
آنهایی که چشیدهاند، میگویند
شیرینتر از زندگی، هیچ چیزی نیست.
چه کسی گفته نفسها مزه ندارند؟
عمریست دارم از تلخی نفسها زجر میکشم.
من از تلخی خستهام
تا وقتی که این نفسهای تلخ هست
آبها دیگر بیمزه نیستند؛ تلخ تلخاند.
غذاها جز تلخی، هیچ طعم دیگری ندارند.
آب و غذای تلخ، سلولهای بدنم را تلخ کرده
خودم میفهمم که تلختر از آن عاشقی هستم
که پایش در دام عشق زمینی گرفتار شده.
آقای مهربان!
من دوست ندارم عاشقی مبتدی یا متوسط باشم
من که عقیدهام این است: زندگی جز عشق، معنای دیگری ندارد
باید فقط عاشقی کنم.
دارم از دست میروم به خاطر یک دنیا عاشقی نکردن.
دلم نفسهای شیرین میخواهد
نفسهای شیرین بدون تو معنا ندارد.
خودت را به من بده آقا!
شبت بخیر نفسهای زندگی!
#بهانه_بودن
#شب_بخیر
#محسن_عباسی_ولدی