🍃امید من کاش عاشق‌های زمینی خبردار می‌شدند که شب‌های زیادی معلّم درس‌هایی شده‌اند که روز و شبم را زیر و رو کرده‌اند. کاش توان می‌یافتم تا همۀ کسانی را که در این سالیان دراز خاطره‌های عاشقانه برایم خلق کردند پیدا کنم و از صمیم جان سپاسشان گویم. درست است که قصدشان تعلیم قاعده‌های عشق به من نبوده امّا خواسته یا ناخواسته فرقی نمی‌کند من درس‌های زیادی از آنها آموخته‌ام. در میان عاشق‌های زمینی زیاد دیده‌ام که عاشق تلاش می‌کند هر چه عیب و تقصیر را بر گردن خودش بگیرد حتّی اگر آنها برای معشوق باشد. عاشق دوست ندارد هیچ کسی در عالم معشوقش را معیوب یا مقصّر بداند. عاشق‌هایی را دیده‌ام که عشق پنهانی‌شان آشکار شده و این و آن زبان به ملامت گشوده‌اند عاشق سینه سپر کرده در برابر مردم فریاد زده معشوق من گناهی نداشته و ندارد هر چه گناه بوده، بر عهدۀ من است و به معشوق هم التماس کرده که اگر مرا دوست داری حرفی از تقصیر نزن. آری، عاشق اگر واقعاً عاشق باشد نمی‌گذارد حتّی خراش کوچکی روی آبروی معشوق بیفتد. بعضی از شب‌ها لازم نیست میان این عشق‌ها و عشق تو رابطه‌ای برقرار کنم رابطه خود به خود برقرار می‌شود. آقا! اینها تقصیر معشوقشان را به دوش می‌کشند تا کسی او را مقصّر نداند و من کاری می‌کنم که عالم و آدم، تو را مقصّر بدانند اینها عیب‌های معشوق را روی پیشانی خودشان می‌نویسند تا همه معشوقشان را مبرّا از هر عیبی بدانند و من طوری زندگی می‌کنم که هر چه عیب دارم را مردم روی پیشانی تو بنویسند. فاصلۀ من تا سرمنزل عشق چه قدر است؟ به قدری هست که عمرم کفاف پیمودن این فاصله را بدهد؟ با تو می‌شود امید داشت که فاصله‌های چند ساله را یک شبه پیمود. ممنونم که دست امیدم را از دست لطف خویش باز نمی‌کنی من به گرهی میان این دو دست هست چشم دوخته‌ام. شبت بخیر امید من!