💠اولین غذایی که بعداز عروسیمان
درست کردم، استانبولی بود.
از مادرم تلفنی پرسیدم...
شد سوپ! آبش زیاد شده بود!
کاسه کردم گذاشتم سر سفره، منوچهر میخورد وبه به وچه چه میکرد. خودم رغبت نکردم بخورم! روز بعد گوشت قلقلی درست کردم. شده بود عین قلوه سنگ!
تامن سفره را آماده کنم، منوچهر چیده بودشان روی میز و با آنها تیله بازی میکرد، میخندید و میگفت:
چشمم کور،دندم نرم تاخانم آشپزی یاد بگیره هرچه درست کنه میخوریم،
حتی قلوه سنگ..
#شهید_منوچهر_مدق