در فاصله ی چند متری با عراقیها درگیر شدیم ، کاظم روی تپه بود که زخمی شد ، رفتم کنارش و دیدم خون زیادی ازش رفته ، خواستم بلندش کنم که بهم گفت : منو اینجا بذار و برو ... بهش گفتم : تو رو میرسونم بیمارستان ... اما کاظم گفت : آقا امام زمان ( عج) روبروم نشسته ... بعد هم آروم گفت : السلام علیک یا بقیة الله و پر کشید... 🕊 🌷🌷 🍃 @SALAMbarEbrahimm 🍃