فاضلی - بیدارفر.mp3
16.52M
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا مگر «می‌شه» جواب «ندین»؟ من گوشِ شنیدن «ندارم»...! «اَشهَدُ اَنَّكَ تَشهَدُ مَقامي وَ تَسمَعُ كَلامي»:‌ آقا جان! من شهادت می‌دهم که شما من را می بینید و حرفهای مرا می شنوید»،‌ «یرُدُّونَ سَلامی وَاَنَّک حَجَبْتَ عَنْ سَمْعی کلامَهُمْ»: امامان من! جواب سلام مرا می‌دهند و من بخاطر عدم شایستگی،‌ از شنیدن صدای آن ها محروم هستم. 🎙جناب آقای علی فاضلی: سه حکایت از آقا سیّد مهدی قاضی، دو کرامت از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی)، دو قضیّه از جعفرآقا مجتهدی، ماجرایی غریب از وفات حکیم هیدجی و.... 🎙محسن بیدارفر ره: یک سفری با سیّد مهدی[قاضی] ره و برخی دوستان با قطار به مشهد رفتیم و کوپه ای بود و با هم خیلی شوخی می‌کردیم و می‌خندیدیم. آقا سید مهدی مدام «تشر» می‌زد که نخندید این سفر [زیارتی است].خلاصه ما شوخی و کار خودمان را می‌کردیم. موقع برگشت،‌[ایشان] به من گفت: «فلانی! وقتی سلام دادی به امام رضا، جواب سلامت را شنیدی»؟ من گفتم:‌«نه»! بعد پرسیدم مگر شما شنیدید؟ گفت: «بله! من شنیدم، اینکه شما نشنیدید، بخاطر شوخی هاتان بود»! 🌹یکی از اموری که مرحوم بیدارفر خیلی به آن علاقه داشت و باید در جمع انجام می‌شد جلسه ختم صلوات بود. به هر یک از حاضران تسبیحی می‌داد و هر نفر هزار صلوات می‌فرستادند و ثواب آن را به والدین خود هدیه می‌کرد او مقید بود که در ختم صلوات، نقصانی رخ ندهد و هزار صلوات بدون کم و زیاد شدن باشد. 🗞دلنوشته سید محمد انتظام. 💐به روح مرحوم سید مهدی قاضی و محسن بیدارفر رحمة الله علیهما صلواتی هدیه بفرمائید. @salavatnameh