#خاطرات
#اصلیترین_مخالف_رهبری_آیتالله_خامنهای
*💠"تو یوسف میشوی!"😍*
*خواب عجیب حضرت امام خامنهای در دوران جوانی*
🔹بنده در طی مبارزات، خوابهای عجیبی دیدم که یکیشان درسال ۱۳۴۶ است.
در آن زمان، وضع سیاسی مشهد در نهایت شدت برای مبارزان بود و جز چند تن، بقیه عرصه را رها کردند.
🔹در آن شرایط، خواب دیدم که امام خمینی وفات کرده و پیکرشان در یکی از خانههای نزدیک خانه پدرم درمشهد بر زمین است. دردی جانکاه قلبم را میفشرد؛ تابوت را روی دوش گرفتیم؛ در بین انبوه تشییعکنندگان، بسیاری از علما بودند
🔹 اما چیزی که بر درد من میافزود، این بود که برخی از علما بدون هیچ اندوهی با هم صحبت میکردند و میخندیدند.
🔹پیکر امام به آخر شهر رسید؛ بیشتر افراد بازگشتند و فقط ۲۰نفر ماندند. پیکر امام را به بیرون از شهر برده و به تپهای رسیدند؛ اما بیشتر تشییعکنندگان، در پایین تپه ماندند. جنازه را با ۵نفر بالای تپه برده و روی تپه قرار دادیم.
🔹 من پایین پای امام رفتم تا با او وداع کنم؛ اما ناگهان امام، انگشت سبابهٔ دست راستشان را به سمت بالا حرکت داد و با چشمان بسته شروع کرد به نشستن، تا اینکه انگشت اشارهاش را بر پیشانیم قرار داد و دو بار گفتند: *"تو یوسف میشوی!"*
منبع؛
کتاب «خون دلی که لعل شد (خاطرات مقام معظم رهبری)»/ص۲۶۲
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
*🌹شما (آیت الله خامنه ای) همچون خورشید روشنی می دهید.*
(امام خمینی)