زايمان بر او دشوار شده محمد بن مسلم گفت من در خدمت حضرت باقر بين مكه و مدينه ميرفتم سوار بر الاغ بودم امام عليه السلام نيز سوار بر قاطر بود ناگهان گرگى از بالاى كوه پائين آمد تا رسيد بحضرت باقر، امام علیه السلام قاطر را از راه رفتن باز داشت، گرگ جلو آمد تا دست خود را روى زين گذاشت و گردن خود را بالا برد تا نزديك كند بگوش امام. حضرت باقر سر مبارك پائين آورد مدتى گوش ميداد بعد فرمود برو انجام دادم. گرگ با جست و خيز رفت عرض كردم فدايت شوم چه چيز عجيبى ديدم فرمود فهميدى چه ميگفت عرض كردم خدا و پيامبر ميدانند، فرمود گرگ ميگفت يا ابن رسول الله همسرم در اين كوه است و زايمان بر او دشوار شده از خدا بخواه نجاتش دهد و از نژاد من گرگى به دوستان شما آزار نرساند باو گفتم انجام دادم الاختصاص ص ۳۰۰ @moajzeha 💐🌺 https://eitaa.com/samen_meraj