جمعی از شیعیان آمده بودند مدینه تا امام کاظم را ببیند و سئوالات خود را بپرسند ولی امام خارج از شهر بود پس سئوالات خود را نوشتند و به حضرت معصومه دادند چند روزی گذشت و امام مراجعت نکردند ناچار به رفتند شدند حضرت معصومه که مطلع شد خودشان جواب سئوالات را نوشتند و به آنان تسلیم کردند کاروان وقتی از مدینه خارج شد امام کاظم را دید و آنچه بود را به امام عرض کردند امام وقتی جواب پرسش ها را دید سه بار فرمود: پدرش فدایش شود پدرش فدایش شود پدرش فدایش شود