یک دفترچه‌ی کوچک داشت، همیشه هم همراهش بود و به هیچ‌کس نشان نمی‌داد. یک‌بار یواشکی برداشتمش ببینم چه می‌نویسد توی آن. فکرش را می‌کردم. کارهای روزانه‌اش را نوشته بود؛ سرِ کی داد زده، کی را ناراحت کرده، به کی بدهکار است. همه را نوشته بود؛ ریز و درشت. نوشته بود که یادش باشد توی اولین فرصت صاف‌شان کند. ◾️کانال از دمشق تا فکه @sardar_313_martyr