‌او دانیال بود پسری که از کودکی لابلای جمع با صفای رسالتی ها رشد کرد 🌿 در مسجد امام حسین نماز خواند و بسیجی شد ... به گمانم همانجا بود که هم سفر ابدی‌اش حسین را پیدا کرد و با او رفیق شد ؛ و حتما از همان کودکی با حسین آموختند فدا شدن را ؛ بسیجی بودن را 🌹 یاد گرفت که کار تشکیلاتی در بسیج فعالیت فرهنگی یا نظامی نیست تمرین و مشقَ عشق بازی ست🌱 تمرین فدا کردن و سر بریدن اسماعیلِ مادیات است. یاد گرفت و سر برید اسماعیل هایش را ؛ اسماعیل هایی که پای اورا بسته بود ، او که عشق شهادت داشت و مشتاق بود نظر کند به وجه الله 🕊 دانیال قربانی کرد اسماعیل هایش را اسماعیلِ حب خانواده؛ جانِ شیرینش ؛ درآمد و شغل و زندگی راحت ، همه را فدا کرد تا به او برسد ؛ همه را داد تا فقط یک چیز بگیرد ؛ آغوشِ شیرینِ خدا را ❤️‍🩹 _ و چقدر خوب محاسبه کرد ... و چقدر سود کرد ... دانیال جان ؛ ما شاید به اندازه تو محاسبه سرمان نشود . یا حتی مثل تو در قد و قامت معامله با خدا نباشیم که بخواهیم اسماعیل هایمان را با او طاق بزنیم😔 _تو برایمان واسطه معامله میشوی ؟! برای خریدنِ ما ریش گرو می‌گذاری؟! یا اصلا اینطور بگویم رفیق : من ضرر کردم و تو معتمد بازاری بار مارا نخریدند ؛ تو برمیداری ؟🥀💔