در سوره قصص، به بخشی از داستان حضرت موسی اشاره شده که:
#حضرت موسی، تنهایِ تنها، با
#ترس و خوف از شهر فرار میکنه:
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یَتَرَقَّبُ (قصص/۲۱)
موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود، و هر
#لحظه در انتظار حادثهای بود.
وقتی به شهر
#مَدیَن میرسه، یه گوشه تنها میشینه و دعا میکنه:
رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (قصص/۲۴)
پروردگارا، به هر
#خیری که تو بر من نازل کنی، محتاجم!
این دعای حضرت موسی، یک
#شاهکار تمامه؛ اصلاً کلاسِ آموزش دعاست.
با
#اینکه فراری بود، نگفت جا میخوام.
با اینکه گرسنه بود، نگفت
#غذا میخوام.
با اینکه بیکس و تنها بود، نگفت خانواده و
#زن و زندگی و... میخوام.
دقّت کنیم!
حضرت موسی،
#احتیاجاتش رو برای خدا لیست نمیکنه.
نمیگه
#فلان چیز رو میخوام، فلان چیز رو نمیخوام. اصلاً به ذهنش جهت نمیده. با کلماتش خودش رو
#محدود نمیکنه.
بلکه فضایِ دعا رو باز میگذاره، تا هر خیری، از# هر کجا و هر زمان، و به هر مقدار و کیفیت، بر او بباره.
حضرت موسی در نهایتِ# تواضع رفتار میکنه:
به خدا
#دستور نمیده.
برای خدا تعیین# تکلیف نمیکنه.
بلکه در برابرِ خدا، یک پذیرش تام میشه. چون
#خوب میدونه که، این خداست که صلاحِ کارش رو بهتر از خودش میدونه.
خدایی که
#خودش خیر است، و جز خیر از او صادر نمیشه.
پس فقط کافیه با این خیر
#مطلق یک رابطهی
#عاشقانه، بر اساسِ تسلیم برقرار کنه. که اگر این اتفاق بیفته، دیگه کار تمومه، و از# بهترینها برخوردار شده
#جالبه که در همین سوره، دنبالهی داستان میبینیم که، توی
#همین شهری که موسی غریب هست، خدا همه چیز بهش میده:
شغل، مسکن، همسر و...
موسی برای خدا
#تعیین تکلیف نکرد.
گفت خدایا! هرچی خودت
#صلاح میدونی و هرچی که خیر هست، به من بده.
امّا قرآن کریم در داستانِ
#حضرت یوسف میفرماید، وقتی حضرت یوسف به
#خواستهی زلیخا تن نداد:
لَئِن لَّمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ (یوسف/۳۲)
زلیخا گفت: اگر آنچه را به او دستور میدهم انجام ندهد، به# زندان خواهد افتاد.
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ (یوسف/۳۳)
یوسف گفت: «پروردگارا!
#زندان نزد من محبوبتر است، از آنچه اینها مرا به سوی آن میخوانند.»
بقیهی ماجرا رو هم میدونیم، که حضرت یوسف
#سالها زندانی شد.
حضرت یوسف در
#دعای خودش، برای خدا مصداق تعیین کرد. گفت خدایا
#من زندان میخوام. خدا هم او رو زندانی کرد.
امّا حضرت موسی برای خدا
#مصداقی تعیین نکرد. نگفت خدایا چی میخوام. فقط گفت خدایا هرچی خیر است بر من نازل کن. خدا هم همه
#چیز بهش داد.
نتیجهگیری:
در دعا کردن برای خدا تعیین تکلیف نکنیم:
خدایا من فلان دختر، یا فلان پسر رو میخوام.
خدایا من
#فلان رشته رو قبول بشم.
خدایا من فلان شغل رو بتونم به دست بیارم.
خدایا من فلان خونه رو بتونم بخرم.
خدایا فلان
#کاندید رای بیاره، فلانی رای نیاره.
خدایا...
همیشه در مورد هر
#موضوعی در زندگی که دعا میکنیم، بگیم:
خدایا! تو
#خیر و صلاح ما رو در مورد این موضوع (ازدواج، شغل، تحصیل و...) بهتر میدونی،
هرچی که خیرِ ما هست برامون رقم بزن
🤲🤲🤲