📽
برای خندیدن به وقت ترسیدن...
➕
روایتی کوتاه از صبح تا شب یک طلبه جهادی:
▫️گروه جهادی که باهاشون به منطقه اعزام شدیم دو تیم بودند.
🔹تیم اول حدود هفتاد نفر از دانشجویان امام صادق علیه السلام، فرهنگیان، تهران و... بودند.
▫️تیم دوم که ماهم جزوشان بودیم متشکل از حدود سی نفر از دانشجویان علوم پزشکی بهشتی، شریف و امیر کبیر و طلاب حوزه های علمیه بودند که از طرف بسیج عازم منطقه شدند و در کانون اصلی زلزله یعنی شهر فیرورق اسکان پیدا کردند.
▫️ در طی این مدت در سه بخش فعالیت داشتیم:
1⃣ پخت غذای گرم (صبحانه، نهار و شام)
2⃣ توزیع در کمپ شهر فیرورق (مجموعه ورزشی شهید سلیمانی) و اطراف شهر مثل تپه باشی
3⃣ راه اندازی موکب
🔹از این ۳۰ نفر بخشی در توزیع، بخشی در موکب و بخشی در پخت و پز کار می کردند؛ ما طلبه ها نیز مسئولیت اصلیمان، توزیع بود ولی با این حال در پخت نیز کمک رسانی داشتیم 😊
▫️یعنی بعد از نماز صبح برای پخت صبحانه تا ساعت ۸ صبح در آشپزخانه و بعد هم از ساعت ۸ تا ۹ برای توزیع و از ساعت ۱۰ تا ۱۳ برای پخت و بسته بندی نهار و از ساعت ۱۳ تا ۱۶ برای توزیع و از ۱۶ تا اذان مغرب نیز برای پخت شام کمک می کردیم، یک ساعت بعد اقامه نماز مغرب برای توزیع عازم شده و تا ساعت ۸ شب فعالیت داشتیم.
🔹البته برای آماده سازی مقدمات نهار از ساعت ۱ بامداد تا اذان صبح مشغول کارهایی مثل پیاز خرد کردن و... بودیم.
▫️ضمنا همیشه در هنگام توزیع نهار و شام حدود یک ساعت وقت گذاشته و به درد دل مردم گوش می دادیم و یا با کودکان فعالیت های فرهنگی داشتیم.
🆔
@sedayehowzeh