🕊 🌷 جلسه‌ای در مرکز فرماندهی منعقد بود. فرماندهان قدیمی ایرانی به زبان عربی صحبت می‌کردند و ما که تازه به منطقه آمده بودیم، خجالت می‌کشیدیم و فارسی صحبت می‌کردیم. سید نصرالله عربی را به خوبی می‌دانست و فارسی را نیز فصیح و زیبا صحبت می‌کرد. جرأت پیدا کردم و با عربی شکسته سؤالی مطرح کردم. دیگر فرماندهان ایرانی لبخندی زدند و سید با مهربانی گفت: این مرد اراده و جرأت زیادی دارد. قول می‌دهم دو ماه دیگر بهتر از شما عربی صحبت کند. و سپس با لبخند رو به من گفت:عزیزم! نگران نباش، همین طریقه و تلاش را ادامه بده. 🎤راوی: حاج حمید باقری