اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مثنوی امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف و فاطمیه ( بعد از شهادت ) من از عشیره‌یِ جوُون و تو از تبارِ حسینی بده به نوکرِ خود آبرو به طُرفَة‌ُالعِینی ضرر بده بخر این روسیاه بی‌سر وُ پا را نشان بده به من آقا  مسیرِ کرب‌و‌بلا  را دلم هوایِ بغل دارد و ضریحِ نگاهت هوایِ روضه‌یِ شب‌هایِ جمعه قصّه‌یِ غربت مرا به اوج بِبر   اِی عروجِ لاٰیَتَناٰهی بگو از آنِ حسینم که از سُلاله‌یِ شاهی به آفتاب قسم می‌خورم تو فخرِ ترابی ابوتراب نسبْ  یادگارِ مادرِ آبی سلامْ اوجِ تمنّا سلامْ قبله‌یِ قلبم دعایِ فاطمیه  آرزویِ  ماهِ محرّم بیا که مویِ سرم از فراقِ توست سپید ُو... بیا که قامتِ قلّه میانِ روضه خمید ُو... بیا که چاه پُر از آهِ شاهِ یکّه و تنهاست وَ پایِ نخل اثرِ گریه‌هایِ غربتِ مولاست اگر چه جمع شده بسترِ پُرِ لاله به گوش می‌رسد از پشتِ دربِ سوخته ناله بلایِ جانِ علی چارچوبِ در شد و دیوار هنوز مانده کمی رَدِّ خونِ سینه به مسمار حسن هنوز نگفته چه آمده سرِ مادر حسین دیده چگونه شکسته شد پرِ مادر میانِ بُقچه‌یِ بسته چقدر روضه‌یِ باز است خدا کند  نَکند  نیزه‌دار را قَدَحی مَست سپاهِ فاطمه‌ها پابرهنه راه نَیفتد گُذارِ دخترِ مولا به قتلگاه نیفتد خدا کند که دلی مضطر از کنایه نسوزد کسی به چشمِ کنیزی به گل نگاه ندوزد امان از این سرِ بازار و بزمِ شام و خرابه بیا علیِ زمانه  به انتقامِ خرابه       @sehreashk