اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مُسمّط ترکیببند میلاد حضرت زهرا سلام اللّه علیها
بانویِ مِهر و ماه و آب رسید
نوشدارویِ بوتراب رسید
همسرِ مُهر و منبر و محراب
دخترِ وحی و اُمِّ باب رسید
یاس و آئینه را میانِ صدف
هدیه دادند عرشیان زِ شعف
تیرِ دستِ خدیجه سویِ هدف
آمد و حق به ذوالکتاب رسید
کفر و طعنه جوابِ نیش گرفت
وَ نبی مزدِ تابِ خویش گرفت
دُرِّ دُردی و ناب پیش گرفت
معنیِ عصمت و حجاب رسید
سببِ خلقتِ نبی و علی
زینتِ خانهیِ امیر وِ ولی
هدیهای از خدایِ حیُّ و جلی
چلّهای راز را جواب رسید
پاسخِ چلّهای که در خلوت
راز گفتی به خالقِ رحمت
هدیهات نطفهای شد از عصمت
نقد پاداشِ این حساب رسید
ماه در آسمانِ تو زیباست
کوثرم بر زبانِ تو غوغاست
سالهایی که وقفِ من کردی
دستمزدش ولادتِ زهراست
یک قدم از تو ده قدم از ما
تو توکّل نما کرم از ما
دل بده لطفِ بیش و کم از ما
تو بگو یاعلی اِرم از ما
یاسِ گلزارِ توست این دختر
دل و دلدار و دلبر و کوثر
کوثری با طراوتی برتر
حاجت از تو دوام و دم از ما
پایداری برایِ اهلِ خداست
مَحو طاغوت و غالب حزبُاللّهست
از همین یاس تا ابد برپاست
نسلِ تو عِزِّ محترم از ما
فاطمه پارهیِ وجودِ رسول
عالمه هانیه نفیسه بتول
کوثر و مصحف است و شأنِ نزول
اوّلش از من آخرش از ما
بانویِ بانوانِ مصدرِ عشق
در بلا سایهسار و سنگرِ عشق
همسرِ عشق و عشق و مادرِ عشق
دم الهی و بازدم از ما
اُسوهیِ بانوانِ محشر اوست
جانِ او حیدر است و حیدر اوست
مادرم فاطمی نموده مرا
جانِ مادر فداش مادر اوست
آسمانیترین نگاهِ علی
برقِ شمشیر وُ تکیهگاهِ علی
پشتِ حق پایِ حق پناهِ علی
نایِ دستِ خدا سپاهِ علی
تو قرارِ قرارِ لولاکی
تو مدارِ وجودِ افلاکی
چون علی در بهشت مَلّاکی
مالکِ قلبِ غرقِ آهِ علی
بر جبینِ شهید سربندت
فرش تا عرش آرزومندت
بسته جانِ علی به لبخندت
ای صراطِ تو مَشی وُ راهِ علی
مونسِ شاهکارِ دستِ اِلٰه
رازدارِ سرایِ باباللّه
اعتبارِ علی ولی اللّه
از فداکاریِ تو ماهِ علی
اِی جوابِ سلامِ خانهنشین
شمعِ محرابِ شاهِ مظلومین
یادگارِ عذابِ آتشِ کین
قصّهات را شنیده چاهِ علی
دردم از زخمِ میخِ آن در نیست
بغضم از ضرب و رویِ مادر نیست
مثلِ زهرا غمِ دلم این است
که در این شهر جایِ کوثر نیست
میتوان از تو گفت و خانه ندید؟!
آتش و مرغ و آشیانه ندید ؟!
بسترِ یاس تازه جمع شده
میتوان این همه نشانه ندید؟!
یاسِ این خانه تازه پژمرده
تازه اینجا زنی جوان مرده
میتوان در نگاهِ افسرده
غسل و تدفینِ مخفیانه ندید؟!
ماه از ضربِ کینه تیره شده
به در و میخ دیده خیره شده
آه همراهِ این عشیره شده
میتوان ضربِ تازیانه ندید ؟!
خنده اینجا غریب و بیمعناست
بیتالاحزان همیشه در نجواست
یارِ زهرا اَنیس با غمهاست
میتوان سقطِ نازدانه ندید؟!
پشتِ دیوار و بغض و آهِ حرم
حرمی گمشده به وسعتِ غم
اشکِ مظلوم میچکد نمنم
میتوان اشکِ دانه دانه ندید؟!
اشکهایِ فراقِ فصلِ بهار
ناله از هجر و شورِ وصلِ نگار
نمنمِ ندبههایِ هر جمعه
غزلِ انتظارِ دیدنِ یار
#میلاد #حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها #مکه
#حسین_ایمانی
@sehreashk