فرید کشاورز مویدی قبول وکالت و مشاوره حقوقی
*📚 قسمت اول : سرهنگ شریف النسب و تبرئه عاملان کشتار 17 شهریور 57* *1⃣ سرهنگ محمد علی شریف النسب در
*📚 قسمت دوم : سرهنگ شریف النسب و تبرئه عاملان کشتار 17 شهریور 57* *2⃣ در ادامه ، سرهنگ شریف النسب کشتار 17 شهریور 1357 را به شوروی نسبت می‌دهد . او می‌ گوید :* *📝 « شرق و غرب در مقابل این نظام ایستاده بودند . آمریکایی ها می دیدند پایگاهی که این همه خون و دل برایش خوردند و به آن متکی هستند و از اینجا می توانند بر همه خاورمیانه حکومت داشته باشند ، دارد از دستشان می رود . شوروی هم می دید که یک حکومت اسلامی در حال شکل گیری در ایران است و توسط آن دسترسی‌شان به آب های گرم غیرممکن می شود ... بنابراین چشم آبی ها می توانند از کشور های همجوار ما باشند . از کشوری باشند که حزب توده در این شصت هفتاد سال رخنه اش در ایران می خواست مملکت را یکپارچه تحویل شوروی بدهد .»* *3⃣ ارتشبد حسین فردوست ، رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه که قطعاً فرد مهم‌ تر و مطلع تری است در مقایسه با سرهنگ شریف النسب ،‌ به نقل از ارتشبد اویسی ، سپهبد بدره ای را عامل کشتار 17 شهریور معرفی می کند . فردوست در خاطراتش می نویسد :* *📝 « صبح شنبه 18 شهریور ، رأس ساعت 9 صبح ، جلسه شورای عالی هماهنگی تشکیل شد . در این جلسه عمداً اویسی را ، که عضو شورا نبود و به دستور محمدرضا فرماندار نظامی تهران شده بود ، دعوت کردم ... اویسی از برخورد دیروز ( 17 شهریور ) ابراز ندامت کرد و گفت که دستور حمله جمعه را بدره ای داده که مسئول نیست و او که مسئول است دستور داده بود که به مردم حمله نشود .* *📝 اویسی با صراحت مسئولیت قتل عام 17 شهریور را نپذیرفت . معلوم شد که روز 16 شهریور اویسی و بدره ای ، فرمانده گارد ، اختلاف نظر شدید داشته اند و اویسی مخالف و بدره ای موافق حضور واحد ها در میدان ژاله بوده اند . لذا ، بدره ای رأساً به محمدرضا می گوید که اعزام نیرو به میدان ژاله ضروری است و با تصویب محمدرضا واحدی از گارد لشکر یک را به میدان ژاله اعزام می دارد و آن واقعه اسفناک پیش می آید .* *📝 طبق گزارشات ساواک و شهربانی در جلسه ، واقعه چنین بوده که چند هزار نفر از مردم بطور آرام تظاهرات می کردند و مانند سایر تظاهرات در جلو جمعیت زنان و بچه ها بوده و مرد ها پشت سر آن‌ها حرکت می کردند . آن ها در مواجهه با واحد نظامی به دستور فرمانده مربوطه وقعی نگذارده و به جلو حرکت می‌کنند و در این موقع فرمانده دستور تیراندازی می دهد که تلفات سنگینی به جمعیت وارد می آید . از بام های اطراف نیز به روی جمعیت تیراندازی می شود که مشخص نکردند افراد نظامی بوده اند یا مأمورین ساواک و شهربانی .»* *💢 فردوست در ادامه نوشته است :* *📝 « عصر روز شنبه 18 شهريور ، سرلشکر امينی افشار ، فرمانده لشکر يک گارد ، به دفتر مراجعه و تقاضای ملاقات با من را کرد . او را در اتاق کنفرانس دفتر پذيرفت . با لباس افسري و مسلح بود . از من پرسيد که از وضع ديروز ( ميدان ژاله ) راضی هستيد ؟! گفتم : اول بگوييد به دستور چه کسي اين کار را انجام داده ايد ؟ گفت: به دستور بدره ای . گفتم : مگر اويسی فرماندار نظامی نيست و مگر شما در اختيار ايشان نيستيد ؟ گفت : آری . گفتم : پس چرا به دستور بدره‌ ای عمل کرده ايد ؟ من اگر جای اويسی بودم شما را به عنوان يک افسر متمرد تحت تعقيب قرار می دادم . وضع امينی افشار عوض شد . او انتظار تشويق از من داشت و اکنون با توبيخ مواجه می شد . گفت : فرمانده واقعی من بدره‌ ای است ! گفتم : بعلاوه چرا راه جمعيت را سد کرديد و بعد چرا به روی آن ها تيراندازی کرديد ؟ »* *📚 ( حسین فردوست ، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی : خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست ، جلد اول ،‌ ویراسته عبدالله شهبازی ، انتشارات اطلاعات ، چاپ بیست و پنجم ، 1387 ، صص 580 - 584 )* *📝 ادامه دارد* *👤 حسین قاسمی پژوهشگر و تحلیلگر* 📝 کانال رسمی صراط المستقیم سروش http://sapp.ir/seratalmostaghim ایتا https://eitaa.com/seratalmostaghim2