💠 ماجرای تبدیل شلاق به مار 🐍 🔸 روزی سلمان بر جماعتی از یهود می‌گذشت آنان او را گرفتند و با شلاق به جانش افتادند و بسیار زدند. سلمان در مقابل اصرار آنان که می‌گفتند: از خدایت بخواه تا تو را از دست ما نجات دهد، فقط از خداوند این را می‌خواست که: «خدایا، بر بلا صابرم گردان». گفتند: پس دعا کن که خدا بر ما عذاب نازل کند. سلمان دعا نکرد و گفت: شاید در میان شما کسی باشد که بعداً مسلمان شود. 🔸 گفتند: پس دعا کن عذاب بر کسانی نازل شود که قابل هدایت نیستند. سلمان از خداوند عذابشان را طلبید. تازیانه‌هایشان افعی شد و آنان را بلعبد. هم زمان با این ماجرا، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با جمعی در مجلسی نشسته بودند و فرمودند: ای مسلمانان! خداوند در همین ساعت، برادرتان سلمان را بر بیست نفر از یهودیان پیروز کرد، برخیزید تا به دیدارش برویم... 🔸 پس از دیدار سلمان و ماجرای هلاکت دشمنان، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: خدا را سپاس، که در میان امت من کسی را قرار داده است که در صبر و دعا همچون حضرت نوح است. آنگاه خطاب به سلمان فرمودند: تو از برادران دینی خاص مایی، تو محبوب فرشتگان مقربی، فضیلت تو در ملکوت آسمان‌ها و نزد عرشیان و کروبیان، روشن‌تر از خورشید در روز روشن و صاف است. تو از افراد با فضیلتی هستی که در قرآن، با تعبیر «الذین یؤمنون بالغیب» ستایش شده‌اند. 📖 منبع: کتاب اسوه‌ها، جواد محدثی 🇮🇷✊ لبیک به ندای «أین عمار؟»👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3851550847Cbc09455cb8