اصلاحات، از لاف در غریبی تا مرگ مسئولیت مدنی مواضع اصلاح طلبان در خصوص مشارکت در انتخابات، همواره بحث برانگیز و بعضا متناقض بوده است. از یک سو، شورای نگهبان را به باد انتقاد می‌گرفتند و با کلیدواژه «انتصابات»، جنگ روانی خود علیه جناح مقابل را آغاز می‌کردند و از دیگر سو بوسیله «مهندسی مشارکت»، طبقات متمایل به خود را که عموما طبقه مرفه شهرهای بزرگ را شامل می‌شود به مشارکت حداکثری وا داشته و در طرف مقابل با انواع کارشکنی‌های تبلیغاتی و بعضا تخلفات انتخاباتی، سعی در کاهش مشارکت سبد رای جناح رقیب داشتند. انتخابات پیش روی مجلس نیز از این خط مشی اصلاح طلبان مستثنی نیست. حجاریان به عنوان تئوریسین این جریان از مشارکت مشروط سخن می‌گوید، صادق زیباکلام، گرفتار در موج احساسی ایجاد شده از هفته‌های ملتهب اخیر از عدم رای دادن در انتخابات سخن می‌گوید و تاجزاده هم به دلیل ردصلاحیت برخی از نامزدها، همین سخن را تکرار می‌کند. از سوی دیگر، ثبت نام گسترده اصلاح‌طلبان به حدی است که برای 30 کرسی شهر تهران، 114 نفر نامزد می‌شوند. ابه واژه‌های جعل شده توسط این جریان بنگرید! مشارکت مشروط؟ آیا منظور حجاریان آن است که شورای نگهبان بدون در نظر گرفتن قانون، افرادی را که فاقد صلاحیت هستند، تایید کند؟ آیا می‌توان مشارکت مدنی را مشروط به نقض قانون دانست؟ تاجزاده از ردصلاحیت گسترده سخن می‌گوید و آن را جناحی و سیاسی می‌خواند در حالیکه بیش از 30 نفر از نمایندگان فعلی که ردصلاحیت شده‌اند، اصلاح طلب نیستند و حتی اصلاح طلبانی مثل پروانه مافی که قطعا مواضع سیاسی تندتری نسبت به نمایندگان ردصلاحیت شده داشته‌اند در لیست تایید صلاحیت شدگان قرار دارند. برنامه «مهندسی مشارکت» همچنان توسط سران اصلاحات، در دست اقدام است و تلاش برای منصرف کردن برخی از گروه‌های اجتماعی از مشارکت در انتخابات، که سابقا به نامزدهای اصلاح طلب رای می‌دادند، نشان آن است که سران اصلاحات دانسته‌اند سبد رایشان ریزش کرده و صرفا می‌خواهند درصد مشارکت را پایین بیاورند و به عبارتی لاف در غریبی می‌زنند. حال سوالی که باید از نظریه پردازان و متفکرین این جناح پرسید، این است: «مسئولیت مدنی کجاست؟» اساس مردم‌سالاری بر مشارکت برخاسته از مسئولیت مدنی ابتنا دارد. چه رای دهندگان و چه نامزدهای انتخاباتی باید نسبت به اعمال سیاسی خود مسئولیت مدنی داشته باشند. یعنی خطاهایشان را پذیرفته و نسبت به اقداماتشان پاسخگو باشند. به عبارت دیگر مشارکت مدنی حقی است که مسئولیت مدنی وظیفه متقابل آن است. در عوض آنچه امروز در قاطبه جریان اصلاح طلب قابل مشاهده است فرار از همین مسئولیت مدنی است. اصلاح طلبان نه آنقدر رندی دارند که دست از قدرت بشویند و نه آنقدر ظیفه‌شناس‌اند که پاسخگوی خطاهایشان باشند. چنین رویکرد شترگاوپلنگی در عرصه سیاست، لاجرم به آنجا می‌رسد که با اینکه این جریان، سهم گسترده‌ای از قدرت را در سال‌های پس از پیروزی انقلاب داشته، همواره به شکل اوپوزیسیونی درون حاکمیت نمود پیدا کند که چنین وضعیتی در جهان سیاست بی‌سابقه است. استراتژی جریان اصلاحات نیز در خصوص انتخابات، با توجه به همین رویکرد، مبتنی بر ترسیم دو گزینه محصور زیر است: 1) یا استراتژی مهندسی مشارکت اصلاح‌طلبان در انتخابات پیروز می‌شود و این پیروزی توسط رسانه‌های انبوهشان به عنوان پیروزی یک سیاست کلان و مخالفت کامل با سیاست‌های موجود به تصویر کشیده شده و در گام بعد، از ابتدای پیروزی تا انتهای مسئولیت، تمام ناکارآمدی‌ها به گردن «دست‌های پنهان»، «دولت در سایه» یا «دولت قبل» انداخته می‌شود. 2) یا استراتژی مهندسی مشارکت اصلاح‌طلبان در انتخابات با شکست مواجه می‌شود که در این حالت شکستشان به دلیل تقلب، رد صلاحیت، مهندسی انتخابات، پوپولیسم نامزدهای پیروز و دیگر قیل و قال‌های مشابه بوده و رسانه‌های همسو با این جریان، در همین راستا به لفاظی‌های سیاسی می‌پردازند و در ادامه نیز هرگونه مشکلی که پیش آید را، از حوادث غیرمترقبه گرفته تا بلایای طبیعی، برخاسته از سیاست‌های غلط نامزدهای پیروز عنوان می‌کنند. این رویکرد در یک کلام «مرگ مسئولیت مدنی» است. ما با جریانی مواجه هستیم که در هیچ یک از حالات ممکن، مسئولیتی را متوجه خود نمی‌داند و سخنان سران این جریان نیز نشان می‌دهد نه تنها قائل به مسئولیت مدنی برای خود نیستند، بلکه توقع دارند صرفا برای وجودشان در عرصه سیاست، شهروندان دعاگوی حضرات باشند چرا که چونان سدی در برابر قوم یاجوج و ماجوج جناح مقابل ایستادگی می‌کنند. آقایان حجاریان، تاجزاده و زیباکلام! به هیچ روی گردن به مسئولیت مدنی نمی‌گذارید و در عین حال، دم از دموکراسی و انتخابات آزاد می‌زنید؟ شما قهرمانان مردم‌سالاری و دموکراسی نیستید بل دشمنان قسم خورده‌اش محسوب می‌شوید! ✍سجاد باطنی @bedon_taarof