هدایت شده از اسماعیل فخریان
اولین حضور شبانه دیشب شیفت ساعت ۲۰ تا ۷صبح، شیفت حضور بعضی از جهادی‌های قرارگاه شهید حاج قاسم سلیمانی بود. بعد از ورود به بیمارستان، بچه‌ها در اتاق مشخص شده‌ای، لباس‌های مخصوص یک‌بار مصرف رو تحویل گرفتن و شروع کردن به پوشیدن. در همین حین مسئول جهادی شیفت، محل حضور تک‌تک بچه‌ها رو مشخص می‌کرد. فخریان و فلانی برن بخش۲. رفتیم بخش۲. وار بخش که شدیم، سلام علیکم مختصری با پرستارها داشتیم. انگار هم منتظر ماها بودند و هم خاطره‌ی خوبی از جهادی‌های قبلی داشتن. قسمت برادران و خواهران جدا شده بود. کار شروع شد. ما رو با نام جهادی یا آقای جهادی صدا می‌زدند. آقای جهادی بلدی نوار قلب بگیری؟ نه اما اگر آموزش بدید سریع یاد می‌گیرم. با طمانینه و احترام خیلی مختصر و مفید آموزش دادن و یاد گرفتیم. تا سحر نوار قلب بخش آقایون رو پوشش دادیم. آقای جهادی، تست خون گرفتن بلدی؟ جواب قبلی رو تکرار کردم و همون اتفاق قبلی افتاد. تست درجه حرارت بدن و نصب لوله‌ی اکسیژن و فشار خون هم جزو کارهامون بود. گاهی بیماران نیاز به گرفتن آزمایش داشتن و باید از بخش خارج می‌شدن، جهادی وظیفه بردن و آوردن این بیماران رو داشت. پرکاری و مهربانی جهادی ها هم برای پرستارها و هم برای بیماران جذاب بود. بنظرم در این مدت، کادر بیمارستان، با یک شیوه‌ی جدیدی از کار و مدیریت مواجه شدن که قطعا می‌تواند در تحول نظام سلامت به شدت تاثیر گذار باشد. اینها مقدمه بود. اما نکات مهم: ۱. حضور جهادی‌ها در کمک رسانی به پرستارها و رسیدگی به بیماران خیلی موثر است. ۲. کار پرستاران خیلی سخت و طاقت‌فرساست. ۳. بهترین دارو برای بیماران دعا است. ۴. فضای بیمارستان‌ها داره معنوی‌تر میشه. ۵. همه‌ی ما در پیشگیری از شیوع این بیماری مکلفیم. @ostad_fakhrian