بسم الله الرحمن الرحيم. زنگ عبرت _بازشناسي گروه هاي تاريخي حكومت علوي گروه اعتزاليون . قسمت دوم:علت ريزش اين گروه. از جمله عواملي كه موجب ريزش اعتزاليون شد، مي توان به اين موارد اشاره كرد: ١_ فقدان بصيرت شايد بزرگترين مشكل شخصيتي اين گروه ، فقدان بصيرت لازم و حيات قلبي بود. اين گروه به رغم اگاهي و دانشي كه نسبت به شخصيت و جايگاه علي عليه السلام و دشمنانش در دنيا و اخرت داشتند ، نتوانستند تشخيص دهند كه ياري نكردن امام معصوم در مقابل كفر ، عاقبتي جز مخلدشدن در مكافات دنيوي و نيز اتش اخروي ندارد . چگونه مي توان رفتار نابخردانه ايشان را ديد و بر كوردلي ايشان داوري نكرد؟ سعد بن ابي وقاص همواره تلاش مي كرد تا پايان زندگي خود ، از ورود در كشمكش هاي حكومتي فاصله بگيرد . گفته شده پس از نبرد صفين ، پسرش عمر بن سعد كه بعد ها در كربلا فرماندهي سپاه يزيد را عهده دار بود ، نزدش امد و ضمن بيان اوضاع و احوال نبرد صفين و مساله حكميت تحميلي بر علي ع از پدرش خواست تا به سبب سوابقي كه در اسلام دارد ، خود را به منطقه برساند ، شايد كه خلافت اسلام را قبضه كند. سعد بن ابي وقاص در پاسخ گفت : فرزندم ! ارام باش ، من از پيامبر شنيده ام كه مي گفت پس ازاو فتنه اي رخ مي دهد و بهترين مردم كسي است كه در ان پنهان شود . مساله خلافت امري است كه من از روز نخست در ان وارد نشدم و ديگر هم وارد نخواهم شد ؛ اما اگر بنا باشد دستم را در ان فرو برم با علي ع فرو مي برم. (طبري وفات ٣١٠ق، سني) ايا اين گفتگو ها دلالت بر كوردلي او و همفكرانش نمي كند ؟ ايا همين كه تشخيص نمي دادند رويگرداني از امام فرقي با همراهي با كفر ، و نتيجه اي جز ورود در دوزخ ندارد، نشانه فقدان بصيرت ايشان نيست؟؟ پ_ن: مدتي پيش متني با عنوان اينكه : تاريخ انقضا ندارد دوستان و همكاران را توصيه به مطالعه تاريخ نمودم . حقيقت امر همين است تاريخ هيچگاه منقضي نمي شود مي بينيم كه در برهه هاي زماني اتفاقاتي شبيه به هم رخ مي دهد كه اگر از تاريخ گذشته گان عبرت نگيريم معلوم نيست چه بلاي بر سر خود مي اوريم. با اتفاقاتي كه اين روزها در حال وقوع است ظاهرا انقلاب اسلامي به اوج ريزش خواص رسيده است ، افرادي به يك باره رنگ عوض كرده و سمت سقوط مي روند نمونه ان نمايندگان مجلس و از جمله رياست مجلس كه بحث ان مجالي ديگر مي طلبد. اما در شهر همدان براي گرامي داشت سالروز شهادت سردار سرافراز اسلام حاج حسين همداني ،استانداري همدان مانع از سخنراني همرزم اين شهيد به بهانه اينكه دكتر قاليباف شخصيت سياسي است مي شود ! اين يعني اينكه: از نظر حضراتي چون اقاي نادري فر شهدا را از سياست جدا كنيم ! حماقت اين اشخاص بقدري عيان است كه اشكارا سخن از تفكر سكولار مي رانند.درد ناكتر از ان محافظه كاري برخي ديگر از مسئولين استاني است . كه اجازه مي دهند چنين افرادي با اين گرايش و تفكر براي مراسم سرداري چون شهيد همداني تصميم گيري نمايند. ادامه دارد.... ✍محمدي همداني