❇️بی حجابی راهی برای قانون شکنی
✍جلیل آقامحمدی
✅روزنامه
#گویه ، شماره 2452
🗓 شنبه 27 مرداد 1403
🌐 سایت روزنامه گویه:
https://www.gooyeh-qom.com
مدت زمانی است که برخی دستورات الهی نظیر حجاب و عفاف توسط افرادی مورد بیمهری قرار میگیرد. در بیشتر مواقع این بیمهریها و دهنکجیها با هجوم به اقتدار قوای انتظامی همراه است.
شکستن اقتدار پلیس به عنوان یک نیروی امنیتی نمیتواند یک اقدام احساسی از طرف بانوان بیحجاب باشد؛ بلکه طرحی عنادآلود است که در اتاق فکر دشمنان اسلام طراحی شده. این طرح غیر از متلاشی کردن حریم خانوادههای ایرانی، زمینه بیاعتنایی و گردنکشی از قانون اساسی را در کشور فراهم میکند.
همانطور که ذکر شد این برنامه قرار است همزمان با بیبند و باری، پلیس و اقتدار نیرویهای انتظامی که طبق قانون باید امنیت جامعه را در بخشها و حوزههای مختلف تأمین کند، به چالش بکشد.
توجه به این نکته ضروری است که خداوند متعال همه مسلمانان را به حفاظت از احکام الهی و اسلامی مکلف کرده؛ یعنی همه آحاد جامعه وظیفه دارند خاطیان یا افراد بیتوجه به مسائل شرعی را توصیه به رعایت دستورات الهی کنند که در قانون اسلام به عنوان امر به معروف و نهی از منکر از آن یاد میشود.
برای اینکه دشمن بتواند در برنامههای خود موفق باشد، واژههایی وارونه و غیرواقعی به خورد اجتماع میدهد که اهداف ارزشی به نوعی غیرارزشی تلقی شود. به طور مثال امربه معروف را دخالت تعبیر میکنند.
در حالی که هدف از امر به معروف و نهی از منكر تنها خیرخواهی و انساندوستی است.
اگر به طور واقعبینانه به موضوع بنگریم آمران به معروف و ناهیان از منكر، تلاش میكنند تا فضیلتهای انسانی در جامعه فراموش نشود. اما نه تنها دشمنان اسلام، بلکه دشمنان بشریت در تلاشند تا میان انسان و خالق هستی فاصله ایجاد کنند. در این بین اقدامات کشورهای غربی از برجستگی قابل توجهی برخوردار است.
در واقع این تمدن غرب است که اهداف شومی در سر دارد که حتی مردم خود نیز از فتنههای شیطانی آن در امان نیستند.
تمدن غرب چون مجسمهای دورو است که یک روی آن بُتی دلربا، زیبا و فریبنده و بر روی دیگرش هیولایی وحشتناک جلوهگری میكند. با چنین ساختاری تلاش كرده است تا بخشی از جوامع بشری را به استعمار خود در اورد.
این تمدن تلاش دارد كه جوامع بشری را به سوی بیسامانی سوق دهد تا راه سعادت را بر انسانها ببندد. اگر چنین شد انسانها با دیگران بیگانه شده و تنها به خویش میاندیشند. در سایه شوم از خودبیگانگی است كه تمام بیسامانیهای روانی، اجتماعی، لاقیدی، ناتوانی، انزواطلبی، بدبینی و از دست دادن ارزشها و اعتقادات پدید میآید. در نتیجه انسان دچار یک بیماری روحی شده و به هر عملی، حتی ارزشی واكنش نشان میدهد.
همین بیماری روحی، چنین القا میكند كه اگر میخواهید پیشرفته و متمدن باشید، مقلد ملل پیشرفته شده تا عقبماندگی خود را جبران كنید؛ در حالی كه همین كشورهای به ظاهر پیشرفته و متمدن با این روش و نگرش، سالها است كه ورشكسته شده و به بنبست رسیدهاند.
روی آوردن مردم این كشورها به بیاخلاقی و بیبندوباری، نتیجه همان فرهنگ پوچی است كه با نام آرامش، مردم را به باتلاق اضطراب و استرس كشانده.
اما اسلام كه یک آیین جاودانی و بر اساس فطرت و ارضای صحیح تمام خواستههای انسانی پایهگذاری شده، به مسئله محبت و دوستی توجه فراوانی دارد و دگردوستی مقدس شمرده میشود، به دلیل تهاجم فرهنگی دشمنان روزهای غربت را سپری میكند.
از این رو، دلسوزان واقعی مورد بیمهری قرار میگیرند و معاندان و مغرضان با چهرههای نفاقآلود به عنوان ناجی ظاهر میشوند.
در پایان روی سخنم با كسانی است كه در یک كشور اسلامی مسئولیت پذیرفتهاند.
از مدیران لیبرالی كه انتظاری غیر از همراهی با مهاجمان فرهنگی نیست! اما مدیران نهادهای فرهنگی، حوزههای علمیه و ...، چرا یک بار برای همیشه مواضع قاطعی نسبت به هنجارشکنی برخی افراد مغرض نمیگیرند؟ تا كی باید افراد متدین جامعه مورد تعرض یک عده افراد بی بندوبار قرار گیرند؟
تا کی باید نیروهای انتظامی به عنوان حافظان امنیت، هم در مبارزه بیامان با اشرار مسلح جانفشانی کنند و هم در انظار عمومی و جلوی دیدگان مردم، توسط عدهای اراذل مورد تهدید و توهین قرار بگیرند؟
امیدواریم که مسؤولان جامعه اسلامی با ایجاد وحدت و همدلی و اجرای صحیح قوانین فضای کشور را از هر گونه التهاب دور نگه دارند و همه زحمات و خدمات اجتماعی در این حوزهها را بر دوش یک نهاد قرار ندهند.
والعاقبة للمتقین