آمده بود مرخصی.  داشتیم درباره منطقه حرف میزدیم. لابه لای صحبت گفتم : کاش میشد من هم به همراهت به جبهه بیایم! حرف دلم را زده بودم.  لبخندی زد و پاسخی داد که قانعم کرد. گفت: هیچ می دانی سیاهی چادر تو از سرخی خون من کوبنده تر است؟!  همین که حجابت را رعایت کنی مبارزه ات را انجام داده ای. 🌹شهید محمد رضا نظافت https://eitaa.com/shahid_moezegholami