【 ݥڪٺݕ‌ۮࢪس‌شۿۮݳ🇵🇸 】
#7 حسم دگࢪگون شدھ بود . گفتم خدایا چࢪا اینطورے شدم؟ بھ عڪس نگاه ڪردم گفتم تو ڪے هستے؟ چرا اینقدر آرا
#8 شخصے ڪه تازھ متحول شدھ مسلما نمیتونھ درست با ڪسایے ڪھ نمیتونن باهاش ڪنار بیان راھ بیاد 🚶🏻‍♂💔 خیلے دل نازڪھ.... تحمل اینو ندارھ ڪه بزارھ هرڪے هر چے دلش میخواد بهش بگھ .... بالاخره اونم آدمھ دلش میگیره ، قلبش میشڪنھ ، تحملش سر میاد .... اوایل تحول من با ڪوچڪ‌ترین حرف ڪھ بهم میگفتن ناراحت میشدم و میرفتم گریھ میڪردم 🍂 خداوڪیلے خیلے حس بدیھ وقتے ببینے ڪسے نیست حالتو درڪ ڪنھ . فقط خودتے و خدات و یھ قلب شڪستھ در برابر یھ ملت گمراھ 🙂💔 متحول شده‌ها میفهمن چے میگم .... خیلے ناراحتم میڪردن جورے ڪھ بعضے وقتا واقعا بھ سرم میزد دست بڪشم از این راھ . بالاخرھ فرد متحول شدھ مثل یھ جونھ تازھ جون گرفتھ و سر از خاڪ بیرون آوردھ هست.... میزد بھ سرم ولے نمیتونستم 🙃 وابستھ بودم . هرچند ڪھ اعتقادم هنوز محڪم محڪم نبود .... یڪ بار خیلے اذیت شدم . مغزم پر بود از طعنھ هایے ڪھ میزدن . رفتم اینترنت و دوتا ڪلیپ از شھید ولایتے فࢪ دانلود ڪردم . گفتم مثل همیشھ آرومم ڪن شھید ♥️ رو تخت نشستھ بودم تو حیاط . ڪسے هم خونھ نبود . یڪے از ڪلیپا گذاشتن سنگ مزار بود و اون یڪے قسمتے از مراسم تشیع شھید بود . 🌿 سر جمع هر دوتاش یھ ده دقیقھ تا ربع ساعتے بود . تا اولین ڪلیپ رو دیدم اشڪ از چشام روانھ شد . دلمم ڪھ از اون حرفا گرفتھ بود دیگھ بدتر 💔 احساس میڪردم غمگین‌ترین آدم جھانم . ڪسے ڪھ تمام درد و رنج‌هاے دنیا انباشتھ شدھ رو ڪولش و باید الان خودش رو با گریھ خالے ڪنه🙂💔 هیچ‌وقت هیچ‌وقت تو عمرم اونقدر گریھ نڪرده بودم . زااااار میزدما 🚶🏻‍♂ مداحے ڪھ رو ڪلیپ بود عطش غمم رو بیشتر میڪردم . انگار تند تند قلبم دارھ بر اثر تیر ضربھ میخورھ.... خیلے بیتابے میڪردم چشام دیگھ نمیدید نزدیڪ بود خون ازش ببارھ 🖐🏻🥀 تا ربع ساعت حال من همین بود.... خراب خراب خراب.... یھ چیزے میگم یھ چیزے میشنوے ... درڪش سختھ برات ولے بدون بدترین حال رو داشتم 🍂✨ ڪلیپ ها تمام شد . داشتم غش میڪردم حالم خیلے بد بود . گوشیمو گذاشتم زمین . داشتم اشڪ چشامو پاڪ میڪردم یھو دیدم تو یھ لحظھ گوشیم خود بھ خود وارد تلگرام توے چنل رسمے استقلال با چندین میلیون عضو شد و آخرین عڪس خود بھ خود دانلود شد و ڪلیڪ شد روش 😳 مثل گاراج دهنم باز موندھ بود . خدایا این چھ وضعشه ؟ چش شده گوشیم ؟ چشامو باز ڪردم بغضم رو قورت دادم و عڪس رو نگاھ ڪردم . 💙 واقعا داشتم میمردم . دستام مثل بید میلرزید . ڪل بدنم یخ ڪردھ بود و دستام خیس عرق شدھ بود . تو عڪس یڪے از بازیڪناے استقلال بود ڪھ در حال دویدن بود . بالاے عڪس نوشتھ بود ⇣ آرام باش و سرت را پایین بگیࢪ . حتے خدا هم میداند ڪھ تو چھ ࢪاھ زیبایے را شروع ڪࢪدے 💙🦋✨ دقیقا همین متن . یھ حس عجیبے از درون بھم گفت این داداش حسینھ . دیدے بھت نشونھ داد؟ دیدے چطور دارھ تورو تشویقت میڪنھ بھ ادامھ دادن راهت؟ دیدے چطور باهات در ارتباطھ ؟ بھ نتیجھ‌اے ڪھ میخواستے رسیدے؟ میبیے شھید چطورے آرومت میڪنھ ؟ میبینے دارھ بھت عفت رو یاد میدھ ؟ اینارو دقیقا انگار ڪسے بھم میگفت 😻✌️🏻 داشتم از ذوق گریھ میڪردم . وسط حیاط جیغ میڪشیدم گفتم داداش حسین تویے؟ واقعا این تو بودے بھ من پیام رسوندے؟ 😭💔 فورا پیام دادم بھ دوستم همونے ڪھ فرستادھ شھید ولایتے بود . همھ چیو گفتم و عڪس رو براش فرستادم . گفتم یعنے داداش حسینمھ ؟ گفت هیچ چیزے غیر از این نیست. آخھ این جملھ چھ ربطے به بازیڪن استقلال داره؟ چرا بابد بعد از حس تو شڪل بگیره ؟ این خود حسین بودھ ڪھ حرفشو بھت رسوندھ 😻☝️🏻 نمیتونم بگم اون موقع چھ حسے داشتم .یعنے اصلا نمیشھ گفت . اینقدر شرمنده شدم بخاطر اون حرفایے ڪھ میزدم.... اون ڪارا..... اون رفتارا ..... اون مسخرھ در آوردنا..... گفتم شھید ولایتے تو منو عاقلم ڪردے تو معجزھ ڪردے برام همین جا و همین الان قول میدم بهت ڪھ میشم همونے ڪھ انتظار دارے..... اونقدر تغییر میڪنم ڪھ همھ انگشت بھ دهن بمونن . حالا بھ هر سختے هم ڪھ باشه. همش مے‌ارزھ بھ یڪ لبخند آقا امام زمان 🌱 همون روز همون‌جا شد اولین نشونھ شھید و اولین عھد مھم زندگے و شروع تحول و سبڪ جدیدے از زندگے من 🙂🧡 اون روز ¹ خرداد ¹³⁹⁸، ⁹ ماه بعد از شھادت شھید بود ..... همھ چے از اون روز شروع شد ....❣ من تازھ وارد تلاطم زندگے و امتحان اصلے خدا از زندگیم شدم دیگھ از اون روز بھ بعد من فھمیدم دردایے ڪھ از حرف و رفتار‌هاے اطرافیانم میڪشیدم برا من هیچے نبوده . تازھ طعم اصلے درد رو چشیدم با امتحاناتے ڪھ خدا ازم میگرفت و میگیرھ🥀 ..... 💔 ☝️🏻 🥰🥰 بخشنده ترین بخشنده