😔دلم هوای تو را کرده بود،میدانی؟ دلی که تنگ شود می رسد به ویرانی همیشه قصه همین جا تمام می شود و نمی رسیم به آن سطرهای پایانی چرا دروغ بخوانم ترانه ها ابری است نشسته ام به عبور هوای بارانی کسی به داد درختان نمی رسد، دیدی چگونه خم شداز طعنه های طوفانی؟ بهار ساده من! بی جهت دلش خوش بود گل نی دمد از سینه های سیمانی نگو دریچه که واشد به سمت نور، نگو! چه آفتابی در این زوال ظلمانی به گیسویت که بمیرم اگر گلایه کنم ولی تو را به تو، با این قدر پریشانی به من اجازه فریادهای تازه بده که ذوب می کندم گریه های پنهانی @shahiydarefkayedkhordeh