#سیره_شهدا خواهرش پیراهن برایش فرستاده بود. من هم یک شلوار خریدم ، تا وقتی از منطقه آمد ، با هم بپوشد. لباس ها ر ا که دید گفت ، توی این شرایط جنگی وابسته ام می کنین به دنیا. گفتم ، آخه یه وقتایی نباید به دنیای ما هم سربزنی؟ بالاخره پوشید. وقتی آمد ، دوباره همان لباس های کهنه تنش بود. چیزی نپرسیدم. خودش گفت ، یکی از بچه های سپاه عقدش بود لباس درست و حسابی نداشت...... سردار #شهیدمهدی_زین_الدین 📕 یادگاران ، ج10 @shahidhojajjy