گفت: اسكله چه خبر؟ گفتم: «منتظر شماست كه برويد 🌷شويد.» خنديد😄 ، چند قدم جلو رفت، برگشت نگاهي كرد و دوباره رفت. جسدش را كه آوردند گريه ام گرفت😭. گفتم : من شوخي كردم.» تو چرا شدي؟!