#خیانتپدرم4
بغض بدی به صدای الهام افتاد_ من متوجهم من دارم میفهمم دارم میبینم که داره به مادرمون خیانت میکنه! آخه چرا با مادرمون این کارو کرد؟
مگه مادر ما چیکار کرد جز اینکه جونیشو برای پدرمون گذاشت.
الهام که دروغ نمیگفت.
وای خدایا هنوز تو کتم نمیرفت !
نه پدر من همچین آدمی نیست حتماً اشتباهی شده!
اما اگه حرفی میزدم الهام رو بدجوری عصبی میکردم البته حقم داشت میگفت با چشمای خودش دیده نمیدونستم چیکار کنم دلم برای مادرم خون شده بود.
رو به الهام گفتم_ حالا بگو ببینم میخوای چیکار کنی قضیه رو به مامان میگی یا اینکه سکوت میکنی؟
شونی بالا انداخت و گفت_ من اومدم اینجا که با تو مشورت کنم گفتم فکرامونو رو هم بریزیم ببینم چیکار میتونیم بکنیم آخه؟
ادامهدارد.
کپی حرام.