5 اوفی گفتم _ من که واقعاً نمی‌دونم چی بگم؟ به خدا باورم نمیشه که بابا همچین آدمی باشه! میگی با چشمای خودم دیدم من دیگه چی می‌تونم بگم؟ یه طرف پدری که می‌شناسم یه طرف حرفای تو که بدجوری شوکه شدم الان باید چیکار کنیم؟ چطوری به مامان بگیم مطمئنم اگه مامان بفهمه میره درخواست طلاق میده حقم داره چطوری با همچین آدمی زندگی کنه؟ الهام مکثی کرد و بعد گفت_ ببین ما که از رابطه بین مامان و بابا خبر نداریم خوب شاید مامان چون سنش رفته بالا دیگه کمتر به بابا اهمیت میده! من یه فکری دارم میگم بریم با مامان حرف بزنیم غیر مستقیم بگیم بهتره که حواسش به بابامون باشه ... مثلاً یه داستانی براش تعریف کنیم الکی بگیم فلان خانم شوهرش رفت بهش خیانت کرد چون به شوهرش اهمیت نمی‌داد بهش بگیم مامان جان مثل دوران جوونیتون به بابا اهمیت بده وگرنه مردا تو هر سنی باشن از بی‌توجهی بیزارند و فراری میشن. ادامه دارد. کپی حرام.