3.78M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
قسمت هفتم به روایت از همسر : شب‌های بسیاری بود که می‌دیدم او روی بام می‌رود و می‌کشد، می‌گفتم چرا ما را بیدار نکردی؟ می‌گفت من برای و رفتم و را هم می‌کشم، شما را چرا بیدار کنم؟💔 🍃🌷🍃 {یاد تمام عزیز با ذکر یک شاخه گل 🌷} 🍃🌷🍃 ادامه دارد👇👇