هدایت شده از پسر خون خدا
🌷 صدرزاده تاسوعا مصطفی صدرزاده روز شهید شد. خیلی دمغ و ناراحت بودیم. کمرمان شکسته بود. عصر عاشورا بعد از شکسته شدن توانستیم به عقب برگردیم. 🍃 با عمار رفتیم مقر، با چند نفر دیگر روضه گرفته و به سر و صورتشان گِل مالیده بودند. با سر و ریش گِل زده آمد پیش ما. 🌼 تک‌تک نیرو های سید ابراهیم را . جمله‌اش به بچه های عرب زبان این بود:《أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيب ٍ به من که رسید، توی گوشم آرام گفت:《غصه نخور! منم چند روز دیگه سید ابراهیم هستم.》🌷 📚قسمتی از کتاب (شهید تاسوعا) 🌷 کانال رسمی شهید نوید صفری 🌱 @SHAHIDNAVID_safari