#یازهرا
#خاطرات_شهید_تورجی_زاده
#مسئول_فرهنگی
#راوی_برادر_شهید
بهار پنجاه ونه از راه رسید محمد آن زمان سال اول دبیرستان بود . در جلسه مسجد ذکرالله وظایف بچه ها مشخص بود .
هریک از بچه ها برای پیشبرد اهداف انقلاب وظیفه ای داشتند . با نظر بزرگان جلسه محمد مسئول فرهنگی دانش آموزان راهنمایی شد!
برای من جالب بود نوجوان اول دبیرستانی مسئول فرهنگی شده درحالی که بیشتر شاگردانش یک سال از او کوچکتر بودند. من در آن زمان اول راهنمایی بودم من هم شاگرد او شدم . سالها از آن دوران گذشته وقتی خاطرات آن زمان را مرور میکنم واقعا تعجب میکنم.
محمد هیچگاه کار فرهنگی آن هم در مسجد نکرده بود.
اصلا سن او به این مسائل نمیخورد ولی به بهترین نحو کلرش را انجام می داد
برنامه ریزی کرده بود روزهای شنبه بعد از نماز جلسه قرآن داشتیم . دوشنبه ها حدیث و احکام و چهارشنبه ها ایدوئولوژی داشتیم . برنامه نوار خانه و کتاب خانه را در همان ایام به کمک دوستان مسجد راه اندازی کرد
تعداد بیست نفر در مقطع راهنمایی ثبت نام کردند . محمد خیلی خوب بچه هارا مدیریت می کرد .
همه او را دوستداشتند و در بیشتر برنامه های مذهبی و غیره ... شرکت می کردیم . هرهفته روزهای جمعه برنامه اردو داشتیم بیشتر اردوها در غالب کوهنوردی بود و در نماز جمعه هم شرکت می کردیم .
کلیه کلاسها و برنامه ها شبها بعد از نماز آغاز میشد از بچه ها خواسته بود برای نماز به مسجد بیایند . به این طریق بچه ها را به نماز اول وقت مقید می کرد . محمد احادیث نورانی معصومین درمورد نماز جماعت را می گفت :
اگر همه دریاها مرکب ، درختان قلم و بندگان نویسنده شوند نمی توانند ثواب نماز جماعت را بنویسند .
مسجد ذکرالله اولین جایی بود که محمد کار مدیریتی را تجربه می کرد او هرروز قوی تر از قبل میشد
این آغازی بود برای فعالیت های محمد . گویی خدا میخواست محمد را برای روزهای سخت آماده می سازد . روزهایی که باید صدها رزمنده اسلام را درمقابل دشمنان دین همراهی و مدیریت می کرد
@shahidtoraji213