🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 زنان عنکبوتے 🕷🕸 قسمت31 - به رتبه برتر تو میکاپ آرتیست هم آورده ... صفحاتی که دنبال میکنه برای فشن بلاگرها و هنرپیشه ها و فشن آیکونای مطرح جهانه ... تقصیری ندارند اعضای این پیج ها. صاحب پیج هرچه بگذارد، اعضا می بینند. اعضا که صدای گریه و صورت گرفته و ماتم زده دختران فرار کرده و گول خورده و فروخته شده را نمی گذارند. این جا فقط آن چه ادمین بخواهد می گذارد. این ها هم که غیر از تبلیغ خودشان و بالا بردن فالوورها دغدغه ای ندارند. امیر پرسید: - این کیه؟ - این شوهرشه، حمید دانشجو بوده که الآن به عنوان عکاس حرفه ای مد داره فعالیت میکنه. دبی هم دفترداره! به عنوان مدلینگ و استایل و فوتوشوت توی دبی و ترکیه و کشورای آسیایی فعاله! به سبکی هم داره به اسم مدگردی! عکساش برای ارائه مد توی اروپا و آسیا و... شهاب بلند خواند: - درس هایی از فتانه ؟ - توی این صفحه مدل لباس و آرایش ارائه میدن. فیلم میذاره از میکاپ هایی که داشته و کلاس هایی که راه انداخته. پول خوبی هم به جیب میزنه . سینا ابرو در هم کشیده و لب برچیده مات مانده بود که آرش گفت: - شب و روز بیداره داره کار میکنه این بشردوپا؛ به طوری هم وانمود میکنه انگار زن فقط جسمه ، اجازه زندگی هم فقط توی همین زمینه ها داره ، زن کلایه حیوون دو پای بی اندیشه و روح! جوون ما هم لذت ظاهری این و مکان هایی که عکس میذاره و پول و شهرتش رو می بینه دیگه هوش از سرش میره. پشت صحنه رو که خبر نداره! شهاب حرف ذهنش را بلند می گوید: - یعنی چی که اعضا تقصیر ندارن، مگه عقل ندارن؟ خوب و بد رو نمی فهمن؟ اینکه یکی داره سرشون رو گرم میکنه ! خب خودشون می خوان که دنبال می کنن! امیر سری تکان داد و نگاهش رفت روی تابلوی روبه رویش که با خط خوش نوشته بود: - خدایا تو مرا به نگهبانی خودت، نگهدار و با حفاظت خودت محافظتم کن! لحظاتی پلک بر هم گذاشت، زمزمه کرد تا دلش آرام بگیرد. چشم که باز کرد نگاه بچه ها را روی خودش زوم دید. راست نشست و از آرش پرسید: - ارتباط اینا با هم؟ آرش مثل ورزشکاری که میان میدان تمام تلاشش را کرده اما آن چه که برنده اش می کند فقط تلاش نیست، زمان هم هست. دقیقه ها را باید به نفع خودش جلو ببرد تا برنده بودنش تثبیت شود، چانه بالا داد: - توی این چند روز که شما فرمودید یه لحظه رو هم از دست ندادیم! به یه نتایجی رسیدیم که قطعی نیست ... خب فقط اینو بگم که تبلیغ یکی تو کانال بقیه یعنی یک شبکه ! اگر اجازه بدید من به مرور بکنم! صفحه لب تاب را بست و ماژیک را برداشت و مقابل تخته ایستاد. امیر چشم دوخته بود به صفحه سفید که حالا داشت با ماژیک پر می شد - کار بر روی زن های ایران از ۸۹ شروع میشه و با حواس جمع ما دی ماه ۹۰ برچیده می شه . اما الآن اگر اینترنت رو جستجو کنید این روزها خبرها و متن های تولید شده با عنوان مدلینگ بیش از تصاویر آن در رسانه ها مهم شده... حتى دارند تلاش می کنند تا توسط وزارت خانه مدل بودن رو به شغل موجه و ثبت شده جلوه بدن! ـ‌ زاده🚩  @shahidtoraji213