📝خاطره از شهید گرانقدر محمد قائمی ❣محمد هر وقت میومد مرخصی شبها برای خواب در اتاقی جدا و تنها می‌خوابید.یکبار که نیمه شب از خواب بیدار شدم صدای گریه و ناله شدید از اتاق محمد شنیدم، با نگرانی به پدرش گفتم : نمیدونم چه اتفاقی افتاده که محمد اینقدر بی‌قرار هست. 🕊بعدها فهمیدم که محمدم نماز شب و نماز امام زمان عج رو می‌خونده و از خداوند متعال طلب شهادت داشته. ✨راوی مادر شهید 🔹🔸🔹🔸🔹 محمد آقا خیلی به تیپ و لباسش اهمیت میداد و همیشه کار می‌کرد و با حقوقش حتما برای من هدیه‌ای می‌خرید. و خودش همیشه شیک پوش و مرتب بود. ✨راوی خواهر شهید ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─