بسم رب الشهداء و الصدیقین
به گمانم
این روزها
در کار آسمان ، گره افتاده است
که فرشتگان ، بیتاب آمدند
تا گرهگشای قدسی ما را
با یاران مخلصش
یک وزیر
یک امام جمعه
یک استاندار
یک فرمانده
از رفیعترین قلههای این آب و خاک
با خود
به آسمان برند به گره گشایی.
به گمانم
فرشتگان مقیم در آسمان فیروزهای
مبهوت از اخلاص معماری اینچنین چیره دست
که نه رنج و خستگی میشناخت.
نه دشنه تهمت.
نه شانههای سترگش خم میشد به زخم زبان دشمن .
به استقبال آمدند
که میدانستند، این نجیب ، راه بلد آسمان است و زمین.
به گمانم
آنچه او را به سیدالشهدایی خدمت برگزید
آنچه باعث شد تا نقش بودنش ،
در بیستون ِجان این ملت جاودانه شود.
نه شوقش بود، به آبادانی این مملکت .
نه دغدغههایش ، به رنجِ رنج دیدگان.
نه عزت و مردانگی.
نه ادب خدمت .
نه ولایتمداری بی قید و شرطش.
نه مظلوم نوازی.
نه حتی دلبستگی او به گنبد و بارگاه امام رئوف.
آنچه او را از همه بیشتر، بلند آوازه کرد تا ابدیت.
تقوای او بود و رعایت آداب
اتقو الله ،اتقوالله ،اتقوالله
به گمانم
اگر در غروب مه گرفته سی امین روز از اردیبهشت.
وقتی کوه در برابر عظمت او و یارانش به زانو درآمد و از میان شکافت تا لایق آتش موسی و میعادگاه رَبِّ أَرِنِي شود.
آنگاه که آتش رنج دنیا بر ابراهیم ما سرد و سلامت شد .
تنها و تنها برای عبودیت خالصانه او و همراهان او بود.
به گمانم
این قیامتی که امروز از شکوه رفتن او و همسفرانش به پا شده
این "واتقو اللهی" که از او به صحنه زندگی من سنجاق شده.
این جبروتی که امروز
موریانه رسانه و سحر سامری را از بُن ،
بی اساس کرده.
از "عِبادا رحمانی" او و یاران او بود که شایستهترینند به "يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ"
به گمانم
این آرامش زیبا و شکوهمند
و این آرام گرفتن ابدی ،در دریای بیکران وجود هشتمین امام .
تنها شایسته و سزاوار هشتمین سردار است
چون روزی
از شوکت این دریا و در سایه این ضامن آهو قد کشیده و این عظمت را خادمی کرده است.
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
این بیکرانگی، این پیوستن باشکوه به لقا الله بر سردار سربلند آسمان
و همه شهدای خدمت تهنیت آباد.
دلنوشته ، مرجان هداوند،مدیر استعدادهای درخشان فرزانگان ورامین/ ایام شهادت سیدالشهدای خدمت
"متن قرائت شده در مصلی"
https://eitaa.com/QasemSoleimanii