یک روز با بچه ها مشغول صحبت کردن بودیم. از هر موضوعی ، بحث می‌شد ؛ که من گفتم من برای بعد از بازنشستگی تصمیم دارم این کار ها را انجام دهم. ابوالفضل به یک‌باره گفت: "ای بابا یعنی ما می‌خواهیم با لباس سبز پاسداری این همه عمر بکنیم؟!" او راهش را از قبل انتخاب کرده بود و شهادت را پیش روی خود می‌دید. هیچ چیز جز شهادت او را آرام نمی‌کرد. او شهادت را انتخاب کرد و شهادت او را... او به دنبال عاشقانه ترین مرگ در راه رضای خدا بود و چه چیزی محبوب‌تر و عاشقانه تر از شهادت است؟! راوی : همرزم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌱کانال شهید ذوالفقاری↯ 『@shahidzoalfaghari