💔
#شرح_خطبه_فدکیه
#قسمت_بیست_و_هفتم
* تَشْرَبُونَ حَسْواً فِی ارْتِغاءِ
شما به تدريج منفعت خلافت را آشاميديد، در برخی نسخهها تسِرّونَ آمده است به معنی ضد علن يعنی در خفا و بتدريج منافع آن را نوشيديد.
رِغْوِه در ظاهر آن كف يا خامۀ روی ماست و دوغ است، آن كفی كه روی دوغ يا ماست جمع میشود بعد كسی كه میخواهد ديگری را فريب دهد میگويد من میخواهم فقط اين كفهای روی دوغ يا شير را بخورم لبش را روی لب كاسه میگذارد و شروع میكند آرام آرام خوردن و تا ته ظرف را میخورد، اين عبارت در عرب ضرب المثل است يعنی شما در ظاهر عنوان كرديد که میخواهيد مسئلۀ خلافت عقب نيفتد و به اسلام لطمه نخورد و فتنه نشود و از اين حرفها، امّا در باطن جنبشی خزنده داشتيد و میخواستيد خلافت را تا هميشۀ تاريخ از اهلبیت دور كنيد.
جريان سقيفه يك توطئۀ عظيم و عميق بود. همين است كه بعد از خليفه سازی بلافاصله رفتند سراغ مسئلۀ فدك.
برای اين كه بدانيد دليل سرعت اينها در غصب فدك چه بود به روايتی از امام صادق(ع) اشاره میكنم.
مفضّل نقل میكند كه امام فرمود بعد از اين كه سقيفه پايان يافت و بيعت انجام شد، عمر بن خطاب به ابوبكر بن ابیقحافه گفت خمس و فیء و فدك را از اهلبیت بگير تا دستشان از امور اقتصادی و مالی كوتاه و خالی شود. وقتی كه دست اهلبیت خالی و دست تو پر شد مردم به سراغ تو میآيند. ببينيد اين همان سياست شيطانی است يعنی می نشستند نقشه می كشيدند و برنامه ريزی میكردند تا پشتوانۀ مالی اهلبیت را از آنها بگيرند.
پس معلوم میشود پيغمبر اكرم(ص) وقتی فدك را به حضرت زهرا(س) بخشيد میدانست كه اين فدك برای اهلبیت اهميت دارد و آنها را تأمين میكند و اين یك پيش بينی سياسی نسبت به خلافت در آينده بود كه توسط پيغمبر اكرم(ص) صورت گرفت و الا حضرت زهرا(س) كه برای يك قطعه زمين نمیآيد گريه كند، حضرت زهرا(س) و اهلبیت كه هر چه داشتند در راه خدا ايثار كردند امّا فدك مسئلۀ شخصی نبوده بلكه جنبۀ پشتوانه برای خلافت اهلبیت داشته است كه حضرت(س) تا اين حد برای آن پافشاری میكند.
بنابراين نقشۀ آنان كوتاه كردن دست اهلبیت در طول تاريخ از خلافت بود چرا كه پيغمبر(ص) اسامی ائمۀ اطهار را به ترتيب بيان كرده بود كه حتی در كتب اهل سنّت و عامّه هم اين روايات وجود دارد و اينها میخواستند اين مسير تحقق پيدا نكند يعنی مسئلۀ آنها حتی تنها علی(ع) نبود بلكه كنار گذاشتن همۀ اهلبیت بود. بنابراين جريان سقيفه يك ظاهری داشت و يك باطنی. ظاهرش اين بود كه نبايد مسلمين بدون خليفه باشند و بايد اسلام حفظ شود، امّا باطن آن حركت خزندهای بود برای اين كه حكومت به حضرت علی(ع) و اهلبیت نرسد.
* وَ تَمْشُونَ لِأهْلِهِ وَ وَلَدِهِ فِی الْخَمَرِ وَ الضَّراءِ
يعنی به صورت مخفی بر عليه اهلبیت و فرزندان پيغمبر(ص) قدم برمیداريد.
اين هم تشبيه زيبايی است يعنی شماها در آن پوشش درختان و پستی و بلندیها خود را مخفی میكنيد تا كسی نفهمد كه هدف شيطانی نسبت به اهلبیت داريد، درست مثل كسی كه میخواهد مخفيانه در جايی راه برود خود را پشت درختها پنهان میكند شما هم خود را زير يك پوششهای ظاهری پنهان كرديد تا اغراض فاسدۀ خود را پنهان كنيد و ضربه های كاری به اسلام بزنيد.
معلوم میشود امثال حضرت زهرا(س) دقيقاً میدانستند اينها چه فكری در سر دارند امّا چه میتوان كرد يك عده شيطان توطئه گر يك طرف و يك عده مردم ساده لوح در طرف ديگر.
حكايت همان عالم بزرگواری است كه وارد دهی شد و ديد كسی آنجا ادعاهای ناصحيح دارد. خواست مردم را آگاه كند. آن شخص جاهل امّا حيله گر مردم را در مسجد جمع كرد و به مردم گفت شما قضاوت كنيد كداميك از ما باسودايم بعد به آن عالم بزرگوار گفت بنويس مار. آن آقا هم روی تخته نوشت مار. بعد اين آدم حيله گر شكل يك مار را كشيد و به مردم گفت شما قضاوت كنيد كدام يك مار است و مردم هم گفتند اين كه تو كشيده ای مار است.
حضرت زهرا(س) هم میداند كه گروهی از اينها دارند بازيگری میكنند و گروهی هم فريب خورده اند پس چه بايد كرد؟ جز اين كه اين مطالب را بگويد تا در تاريخ بشريت ثبت شود و بماند.
* وَ نَصْبِرُ مِنْكُمْ عَلی مِثْلِ حَزِّ الْمُدی
يعنی ما اهلبیت در مقابل مُدای شما صبر میكنيم.
مدی يعنی بريدن كاردها و حزّ به معنی بريدن و قطعه قطعه كردن است. يعنی ما در برابر شما صبر میكنيم مثل صبر كسی كه با چاقوهای بزرگ اعضايش را قطعه قطعه كنند و به او ضربه بزنند و او هم صبر كند.
شايد منظور حضرت اين است كه هر كدام از شما يك كاردی به دست گرفتهايد و به جگر ما میزنيد و ما هم صبر میكنيم. يعنی ما دقيقاً اغراض فاسده و سوء استفادۀ شما را از موقعيت به دست آمده میدانيم امّا برای حفظ و بقای اسلام صبر میكنيم.
ادامه دارد..
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕
@aah3noghte💕