❌صحنه دوم: مهمان معراج شهدا شدیم قرار است بدن پاره جگرمان راتحویل بگیریم ووداع کنیم بعداز40روز دلتنگی با خودم گفتم محکم درآغوشش میگیرم والتماسش میکنم سلام وارادت ودلتنگی مرابه سیدالشهدابرسانداما.. -به سینه اش دست نزن _نمیشوددرآغوشش بگیری _صورتش راآرام ببوس واذیتش نکن _به سرش زیاددست نزن مضطر به روی ماهش نگاه کردم وپرسیدم: برادر چه کردی با خودت؟ راوی: خواهرشهید