🔸شاخه‌های زیتون (شعری از به مناسبت ) 🔹دلش گرفته و چشمان قدس بارانی‌ست هنوز منتظر قاسم سلیمانی‌ست حدود قدس شریف از خطوط قرمزماست ادامه‌دارترین راه حاج‌قاسم‌هاست خدا به خیر کند داستان این دهه را پرندگان ابابیل و قوم ابرهه را خدا به خیر کند خواب‌ها پریشان است بهار دست‌خوش چکمۀ زمستان است تو شهر آسیه‌هایی که نیل دامن توست اگرچه حلقه فرعونیان به گردن توست تو شهر سوخته غیرت عرب شده‌ای چه داغ‌ها که ندیدی و جان به لب شده‌ای چه زخم‌های عمیقی که در تو پنهان است که ردّ خون تو بر تپه‌های جولان است خدا به خیر کند آخرالزمان شده است درست آنچه نباید شود همان شده است چقدر گل که از انبوه باغ می‌چینند رسانه‌های هیاهو ولی نمی‌بینند تو کشته می‌شوی اما... خبرگزاری‌ها فقط دو چشم تماشا خبرگزاری‌ها تو کشته می‌شوی و باز چشم می‌بندند به روی غربت قانا خبرگزاری‌ها برای کودک تو خواب تازه می‌بینند به صبح تیرۀ فردا خبرگزاری‌ها تو کشته می‌شوی اما کسی نمی‌بیند اسیر حکم یهودا خبرگزاری‌ها دلت شکسته‌تر از شاخه‌های زیتون است گلوی نازک تو زیر تیغ شمعون است اسیر حادثۀ قطعنامه‌ها شده‌ای به درد مردم بی‌درد مبتلا شده‌ای تمام می‌شود این روزهای غمگینت و عشق می‌وزد از باغ‌های والتینت درخت‌های جوان تو برگ‌وبر بدهند و زخم‌های تو روزی دگر ثمر بدهند دلش گرفته و چشمان قدس بارانی‌ست هنوز منتظر قاسم سلیمانی‌ست ☑️ @ShahrestanAdab