گـریه دار است عجب نام اباعبدالله جـان فـدای عـطـش کام اباعبدالله هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم چون کـبوتر شده ام رام اباعبدالله هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست چشـم مـا شد ز ازل جـام اباعبدالله خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر با شـهـادت به سرانجـام اباعبدالله غیر ارباب به هـر بی سروپا رو نزنیم ما کـه جـلـدیم سر بام اباعبدالله کعبه ام کـرب و بلا، پیرهن مشکی من می شود حـولـه ی احـرام اباعبدالله نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد زیر لب نالـه ی آرام اباعبدالله مادرش گـوشه ی گـودال تماشا میکرد غـرق خـون شد به خـدا کام اباعبدالله : به تو امّید دارم مثل چشمِ آن پسربچه که هر دفعه زمین افتاده بابا را صدا کرده دل من هم شکسته مثل بغضِ پیرمردی که ندارد پول، امـا باز، یاد کرده صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام