نامهها بر نامهها ۱۷
قسمت ۹
[گفت:] چطور مادر؟!
گفت: آن موقعی که این خردسال بود و کودک بود و تو کودک بودی هر دوی شما را من دیدهام!
چون مادرشان هم در ایام ولادت فرزندانش خیلی پرشیر بود. و در زن.های عرب هم رسم بود؛ که اگر زنی شیر نداشت بچهاش را میآورد پیش یک زنی که شیرده بود (پیش همسایه) آن مادر برایش شیردهی میکرد.
حالا الان شیر خشک میدهند، چیزهای دیگر میدهند، آن موقع این کار را میکردند.
گفت که؛ آن موقعی که ایشان به دنیا آمد برای من بچههایی از همسایهها که شیر نداشتند میآوردند شیر بدهم. وقتی بچه را میآوردند من بغل میگذاشتم، حاتم خودش دست میآورد پستان من را میگرفت به دهان آن بچه میداد!
اما وقتی تو بچه بودی بچهای میآوردند، نه تنها یک پستان را مال تو میدادم (آن را نه) یکی دیگر را هم میگرفتی که آن بچه نخورد! تو نمیتوانی بذول بشوی.
من غصهام این هست که آن مهمانخانه تعطیل بشود. و شد! دیگر بعد از حاتم همه چیز از بین رفت!
غرض؛
آن حاتمی که (اسمش حاتم نبود، اسمش الان یادم نیست) از بس که بخشنده بود معروف شد به حاتم!
اما گفتند؛ خديجهی کبری از حاتم طایی بخشندهتر است. هم سرمایهی خدیجه بیش از حاتم هست، هم اینکه حاتم بالاخره زندگی را هم داشت، مقداری خرج مهمانخانهها میکرد.
اما قربان حضرت خدیجه!
بیشتر از حاتم مال داشت و همه را همینجور یکسره آورد تقدیم کرد، شد فقير!
حاتم با بخشش آبروی اجتماعی گرفت،
اما خديجه با شوهر کردن به پیغمبر، با آمدن به منزل آقا، با بخشیدن کل اموال در خدمت آقا _که در راه دین خدا خرج کن_ فقیر شد، بیآبرو شد در بين طایفهاش!
تمام طایفهی او آمدند به او گفتند:
یا به این يتيم مکه بله نگو، یا اگر بله گفتی همه تو را ترک میکنيم، آبروی ما را داری میبری!
یک يتيم مکه بیاید شوهر دختری از طایفهی ما بشود، که این دختر؛ سرمایهدارترین فرد مکه هست؟! آبروی ما را داری میبری، آبروی خانوادگی ما، دودمان ما!
همه ترکاش کردند!
فرمود: من این آقا را دوست دارم، میروم.
بعد تمام اموال را هم یکسره بخشید، دچار شعب ابیطالب شد!
دو سال تمام در شعب ابیطالب، همین خديجه گرسنه خورده، و در آخر در همین شعب ابیطالب از دنیا رفت!
ای بهبه!
این را نباید خدا بهش فاطمه میداد؟!
حقش نبود؟!
گفتهاند؛ هیچ کسی در اسلام بخشندگی و جودش به جود خدیجهی کبری نرسید!
پیامبر اکرم هم به او احترام کرد؛ چکار کنم من این خدیجه را؟! این همه لطف!!
سختیهای زندگی من قبل از بعثت،
گرفتاریهای زندگی بعد از بعثت،
تمام فحشهایی که به من دادند خدیجه با من شریک است!
چه زن خوبی بود، چه بزرگوار بود!
این زن به این خوبی، من این خوبیهایش را چهجوری باید جبران کنم؟!
نسبت به من پیغمبر اکرم، کسی هست که خدای متعال جبران کرد زحمات خدیجهی کبری را.
به پیغمبر در سوره ی ضحی فرمود که؛ تو فقیر بودی، خدای متعال تو را با مال خدیجه سرمایهدار کرد، تو را غنی کرد، بی نیاز کرد.
این آیه را برای حضرت خدیجه در قرآن آورد، که یک منتی هست بر پیغمبر اکرم. (درست؟)
خب! جناب رسولالله، ارباب جناب رسولالله به حضرت خدیجه هدیهاش را داده! یک آیهی قرآن را مربوط به او کرد، به پیغمبرش منت گذاشت؛ وَ اَمَّا السّائِلَ فَلا تَنهَر
قبل از این دارد که تو؛ وَ وَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ
تو را خداوند با مال خديجه غنی کرد.
این احترام خدا به خدیجه!
حالا پیغمبر چه احترامی میکند؟ ایشان چهجوری از عهدهی خدمات خدیجه بر بیاید؟ پیغمبر آمد اسم دخترش را که زهرا هست فاطمه هست، گذاشته. این دختر را که دیگر در نظام هستی بدیل ندارد!
میتوانست اسم او را به اسم مادرخودش آمنه بگذارد، آمد به احترام حضرت خدیجه، اسم دخترش فاطمهی زهرا را گذاشت فاطمه؛ چون مادر حضرت خدیجه فاطمه بود.
این مال تو!
تو نیکی میکن و در دجله انداز،
حالا دجله؛ آن شاعر حتما نزدیک دجله بود یا دجله ضربالمثل بود!
در هر حال هر کجا میخواهی بینداز؛
در بازار انداز، در کوچه انداز، در خانه انداز، در خانواده انداز، در دوست انداز، بین فامیلها بینداز، در بین کفار بینداز!
تو نیکی میکن، هرکجا دلت میخواهد این نیکی را برای رضای خدا بینداز، کار نداشته باش!
#شرح_نامه_ها_برنامه_ها۱۷
#حضرت_علامه_حسن_زاده_آملی
#استاد_صمدي_آملي
#فایل_صوتی۱۷
🌹کانال شاخه طوبی 🌹
👇👇👇
@shakhehtoba
https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a