چشم آهو چه مگر گفت به سرپنجه‌ی شیر که شد از صید پشیمان و سر افکند به زیر اگر از یاد تو جانم نهراسید ببخش زندگی پیش من ای مرگ! حقیر است حقیر منّتی بر سر من نیست اگر عمری هست پیش این ماهی دلمرده چه دریا، چه کویر چو قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک! من چو کبوتر؛ نه رهایم، نه اسیر از تهیدستی خود شرم ندارم چون سرو شاخه را دلخوشی میوه کشیده‌ست به زیر ما به نظم تو خطایی نگرفتیم ای شعر! تو هم آداب پریشانی ما را بپذیر پاتوق بچه شیعه‌ها @shia_patogh