إبن خطاب آن خانه و خانه های دیگری که نزدیک کعبه بود را ویران کرده بودند و همان گونه ایی که در مطالب گذشته گفته شد آن حضرت پس از ورودش به شهر مکّه همراه با اهلبیت اطهار خود و اهل کاروان وارد خانه ی مادری اش حضرت خدیجه ی کبری سلام الله علیها که عمارتی دوطبقه و دارای صحن و سرای عظیم و سردابی بزرگ داشت گردید. به گواهی تاریخ، این عمارت عظیم که در گذشته متعلق به بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه ی کبریٰ سلام الله علیها بوده است همجوار خانه ی عباس إبن عبدالمطّلب عموی پیامبر صلی الله علیه واله در بخش جنوب شرقی شهر مکّه واقع بوده است. به نقل مورخین، این عمارت عظیم نزدیک بازار بزرگ مسعیٰ بود و آن بازار را بدین جهت مسعیٰ میخواندند که هنگام حجّ، آنهایی که بین صفا و مَروه سعی میکردند بایستی از این بازار عبور میکردند تا وارد صحن بیت الله الحرام شوند. به گواهی تاریخ، خانه ایی که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در آن سکنیٰ گزید مثل تمام خانه های شهر مکّه حیاطی وسیع داشت و در سال شصتم هجری غیر از اعضای خانواده ی او، اهل کاروان و تعدادی از مردان که محافظان آن حضرت بودند در آن خانه سکنیٰ گزیدند. به گواهی تاریخ، خانه ایی که آن حضرت و اهلبیت اطهارش در آن ساکن شدند از خانه های خوب مکّه به شمار می آمد و آن قدر وسعت داشت که نه فقط اعضای خانواده ی حسین در آن خانه به راحتی زندگی میکردند بلکه نیمی از مردان کاروان حسینی و اعضای خانواده ی ایشان در آن خانه به راحتی به سر میبردند و نیم دیگر آنان در خانه ی عباس إبن عبدالمطّلب جای داده شدند. در خانه ی حسین علیه السلام سرداب های بزرگ وجود داشت که در روزهای گرم تابستان مکّه وقتی به آن سرداب ها میرفتند مثل این بود که به ییلاق رفته اند و چون آن زیر زمین های وسیع بدون رطوبت بود مکان مناسبی برای استراحت اهل کاروان و اعضای خانواده ی حسین علیه السلام بود. به گواهی تاریخ، ساعتی بعد از غروب آفتاب هوای شهر مکّه در گرم ترین روزهای تابستان خنک میشد و به گونه ایی هوا تغییر میکرد که آنهایی که در شب در هوای آزاد به روی پشت بام خانه ها میخوابیدند نزدیک صبح در وقت سحر بایستی رو انداز روی خود می انداختند تا جسم آنان را از سرما و نسیم سحری محفوظ بدارد،لذا زندگی مرفّه آن حضرت و اعضای خانواده اش در شهر مکّه حتی در فصل تابستان ناراحت کننده نبوده است. وضع زندگی آن حضرت در مدینه و مکّه به تصدیق تمام مورخین اسلامی اعم از مورخین سنی و شیعه بسیار شرافتمندانه و آبرومندانه بود. به گواهی تاریخ، خانه ی آن حضرت در آن عصر مزیّن به فرش های دستباف ابریشمی که تاجران ایرانی برای فروش به سرزمین حجاز میبردند و پردهای زیبای یمنی که با پارچه های ابریشم و کنف بافته میشد آراسته بود. حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را اهالی سرزمین حجاز و مردم عراق علاوه بر بزرگی و مقام و شخصیت شاخص آن حضرت که منتصب به پسر دختر پیغمبر اسلام و فرزند علی إبن ابیطالب علیه السلام بود و از بزرگان و سادات و سروران قبیله ی بزرگ قریش ریشه داشت به ثروتمند ترین شخص بَطحا میشناختند، زیرا آن حضرت در مدینه دارای باغستان ها و نخلستان های وسیع انار و خرما بود و گله های گوسفند و زمین های زراعتی آن حضرت در مدینه زبان زد خاص و عام بود، به گونه ایی که تعداد زیادی از اهالی مدینه به واسطه ی زراعت و دامپروری آن حضرت دارای شغل و کسب معاش و رزق و روزی فراوان برای خود و خانواده های خود گردیده بودند و بسیاری از مسکینان و فقرای شهر را آن حضرت به واسطه ی جود و سخاوتمندی و کرم خویش در هر مناسبتی به ضیافت و میهمانی به صرف طعام دعوت مینمود. حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در چهار عید مربوط به اعیاد مسلمین وَلیمه میداد؛ یکی در روز عید فطر و دیگری در روز عید قربان معروف به عید اَضحیٰ و سومین عید روزی که جدّ بزرگوارش محمّد مصطفی صلی الله علیه واله به پیغمبری مبعوث گردید(عید مبعث) و دیگری در روز عید غدیر خم که به گواهی امام احمد إبن حنبل، بانی و رئیس فرقه ی حَنبلی از معروف ترین علمای اهل تسنن، آن روز از همه ی اعیاد دیگر مسلمین بهتر و والاتر است، زیرا علی إبن ابیطالب علیه السلام را خداوند به عنوان حجّت خود میان امت اسلام برگزید. به گواهی تاریخ، در این اعیاد هر کسی میخواست بدون دقّ الباب یا کسب اجازه وارد خانه ی حسین علیه السلام میشد و بر سفره ی آن حضرت به صرف طعام از خود پذیرایی میکرد. حسین علیه السلام بالفطره و ذاتاً کریم بود و سخاوت را دوست داشت و این صفت را برجسته ترین صفت نیکوی یک انسان کامل میدانست. ایشان عقیده داشت که سخاوت از شجاعت برتر میباشد و در بین صفات ناپسند آدمی، لئامت و رفتن زیر بار ظلم ظالمان را از همه بدتر میدانست و همواره میفرمود: *اسلام آمد تا انسان را از زیر بار ظلم و زور اربابان رفاه طلب و باج بگیران ستمگر نجات دهد و رهایی بخشد، پس شایسته نیست هر انسان مؤمن و