💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
◻️261
📖
#تفسیر_معنوی
سوره
#یوسف
آیه 64 (قسمت نهم)
🍃قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۶۴﴾
ترجمه: گفت: آيا همانگونه كه شما را پيش از اين نسبت به برادرش امين پنداشتم، درباره او هم امين پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانى شما اميد ندارم] يقيناً خدا بهترين نگهبان است و او مهربانترين مهربانان است.
#شرح_حدیث_کربلا
تا ابد جان بشر سيراب كرد
آن كه جانش مصطفا سيرآب كرد
هر كه باشد تشنه جام بلا
سير گردد از حديث كربلا
درك جان تشنه را اكبر كند
اصغر جان را از آن اكبر كند
چشمه آب بقا در دست اوست
هر كه زآن نوشيده باشد مست اوست
يا علی جان، اين تو و اين تشنگان
اين تو و اين حيرت سرگشتگان
اين عطشهای ز جان افروخته
چشم بر دست كرامت دوخته
اين جوانان غريب از كوی يار
همچو سی مرغان به عشق بوی يار
سوی كوی قاف پرپر میزنند
تا درآيد هدهدی در میزنند
دست گير ای دست تو، دست خدا
تا نماند جان ما از حق جدا
تو ز عشق حق و ما مست هوا
رفت از تو تشنگی از ماسوا
رفته از ما تشنگی ليكن ز حق
تشنه كن ما را به يک جامی ز حق
آبهای رفته از جوی زمان
همچو درد و غم ز ما برده امان
گر تو برگردی زمان برگشته است
سربداران را امان برگشته است
قطره از جامی كه دادت مصطفا
میكَند جانها ز عشق مصطفا
هم تو ما را تشنگی هم آب شد
تشنگی ما را گلاب ناب شد
كاش ما را تشنگی سيراب كرد
تشنگی جان شما ميرآب كرد
كاش قدر تشنگان كربلا
میشد اين جان تشنه جام بلا
كاش روز كربلا آخر نبود
عشق و مستی ساحلش آخر نبود
كاش می شد با علی اكبر دمی
كربلا را تا قيامت همدمی
ليک چشم تيزبين گر داشتی
اين عَلَمْ در زندگی برداشتی
جای تو در كربلای زندگی
گاه در فخر است و گه شرمندگی
همچو برق آسمان پيدا شوی
گاه خصم دون و گه شيدا شوی
جبهه كربُبلا باز است باز
ليک در جان تو چون راز است راز
هم علی اكبر شوی هم شمر دون!
لحظهای در سير حق گه سير دون
واجب آمد بلكه اوجب حفظ خويش
بعد از آن در جبهه حق رو به پيش
تا نباشی خيرُ حافظ خويش را
برنمیتابی تو نوش و نيش را
✍🏻استاد محمدمهدی شیروی خوزانی
🆔
@shiravi_tafsir
🆔
@shiravi_ir